کنسرت تئاتر روز های آخر اسفند با حضور رضا یزدانی
كنسرت-تئاتر در روزهاي آخر اسفند ... با حضور رضا یزدانی با یک تک آهنگ
از 5 اسفندماه در تالار وحدت
ساعت 18/30
_____________________
خرید اینترنتی بلیت
www.iranconcert.com
www.tiwall.com
پیش فروش حضوری: فروشگاه بتهوون
شماره تماس : 09127050739
_____________________
نویسنده و کارگردان: محمد رحمانیان
خواننده و بازیگر: اشکان خطیبی، غزل شاکری
سرپرست ارکستر: بهروز صفاریان
گروه موسیقی: علی بیرنگ، آرش سعیدی، امین طاهری، امیر دانایی، بهنود فدوی، صابر جعفری، فرشاد حسامی
هم خوانان: رایسا آوانسیان، ملانی آوانسیان، صحرا بیرنگ
عکاس: احسـان نقـابت
روابط عمومی: ایلیا شمس
لوکیشن آتش بس 2
رضا یزدانی در لوکیشن آتش بس 2 در کنار دوستان...


رضا یزدانی-دیوونه
دیوونه
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
تنظیم : بهروز پایگان
ترانه سرا : مهدی ایوبی
چند وقته که از دست من رفتی،چند وقته اوضاعم درب و داغونه
اسمم یه چیز دیگه بود اما،دکتر صدام میزنه دیوونه
زل میزنم به آیینه با بغض،بعد از تو حتی از خودم دورم
جز ابری که بی وقفه میباره،چی مونده از چشمای مغرورم
تو نیستی و با خاطرات تو،با هر چی از تو مونده درگیرم
من یادگاری پس نمیفرستم،من یادگاری پس نمیگیرم
دنیا بدون تو برای من،محدوده به اندازه ی تختم
از این که دل کندی نمیترسم،بعد از تو مَردِ روزای سختم
بعد از تو تنها موندم و هیچ کس،از حال من چیزی نمیپرسه
اصلاً مهم نیست که پیشم نیستی،قرصام اگه باشن دلم قرصه
وقتی دلم میگیره چشمامو،میبندم و یاد تو می افتم
تو باید این حرفا رو میشندیدی،من باید این حرفا رو میگفتم
از رویامون دست بر نمیدارم،این تنهایی خیلی برام زوده
با این که سخته باورش اما،انگار حق با دکترم بوده
تو نیستی و با خاطرات تو،با هر چی از تو مونده درگیرم
من یادگاری پس نمیفرستم،من یادگاری پس نمیگیرم
دنیا بدون تو برای من،محدوده به اندازه ی تختم
از این که دل کندی نمیترسم،بعد از تو مَردِ روزای سختم
بعد از تو تنها موندم و هیچ کس،از حال من چیزی نمیپرسه
اصلاً مهم نیست که پیشم نیستی،قرصام اگه باشن دلم قرصه
قوی سیاه-رضا یزدانی
قوی سیاه
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
ترانه سرا : احسان گودرزی
تنظیم : بهروز پایگان
پایه ی فرار من باش از تو این شهر خود آزار
بو گرفته این تمدن بیا برگردیم توی غار
بیا برگردیم به جنگل مثل انسان نخستین
شیمایی شدم اینجا توی این هوای سنگین
فقط عاشقِ تو هستم توی این شهر درندشت
پایه ی فرار من باش رفتنی بدون برگشت
مهریت یه ابر زخمی شیربهاتم شیر آهو
میشه آرامشو حس کرد بی شکنجه بی هیاهو
سر بکشیم این اتوبانو عشقِ من درشکه میخواد
ما مکافات زمینیم وسط این همه خون باد
ما دوتا قوی سیاهیم که پَرامونو بریدن
دیگه جلد فاضلابیم جلد دود و دم و آهن
ماهُ رنده کن تو دستام پشته شهر بد قواره
من که پابنده تو هستم اگه آینده بزاره
خون نمیرسه به مغزم گیرِ لکنت زبونم
بذار تو حریمه رویات یه پناهنده بمونم
تو نماد شهر من باش توی جنگل سپیدار
ما دوتا نقاشی میشیم روی دیواره ی یک غار
کسی از ما جهان آرا نمیشه-رضا یزدانی
کسی از ما جهان آرا نمیشه
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
تنظیم : میلاد عدل
ترانه سرا : سروش دادخواه
کسی از ما جهان آرا نمیشه،حتی یه قهرمان تو نسل من نیست
هوا انقدر آلودست که انگار،نیازی به شیمیایی شدن نیست
ما صبر کردیم واسه فردایِ بهتر،ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه
جهان ما قدِ خرمشهر هم نیست،کسی اینجا جهان آرا نمیشه
نمی گیره کسی دستای ما رو،داریم با چشم بسته راه میریم
یه عمره که پلاکامونُ حتی،نمیدونیم باید از کی بگیریم
زیرِ پامونو خالی کردن اما،هنوز اینجا پر از میدون مینه
ببین ویرونه ای که از تو داریم،هنوز زیباترین جای زمینه
فقط یه زخم کهنه باقی مونده،برای نسلی که ترکش نخورده
برای نسل من که قهرمانش،زیر رگباری از خاطره مُرده
همه رویای ما رو باد برده،نشستیم روی مرز بی خیالی
برای ما که سنگری نداریم،فقط مونده همین تفنگ خالی
کسی از ما جهان آرا نمیشه،همه روزای ما با قصه سر شد
یه روزی توی تاریخ مینویسن،یه جا این نسل مفقود الاثر شد
تحویل سال-رضا یزدانی
تحویل سال
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
تنظیم : رضا یزدانی
ترانه سرا : ساعده امجدی
امسال مثل سال قبلم نیست،امسال بی تو شعر میخونم
این اولین ساله که وقت عید،تو چشم تو خیره نمی مونم
سبزه بدون تو دیگه پژمرد،این روی سکه تلخ و تاریکه
سیبی که تو چیدی پلاسیده،هرچند روز عید نزدیکه
از تو نمیشه سیر شد وقتی،حکاکی چشمات تو سینم
حوای من شو من تموم عمر،هر روز واست سیب می چینم
ساعت یه عمر خواب می مونه،حتی همین تقویم رو دیوار
حتی همین تحویل سال نو،حتی تو این نیمه شب بیدار
تو خونه جای عطر خوبه گل،پیچیده بوی سمی سیگار
تحویل میشه سال من بی تو،خط میزنم تقویمو رو دیوار
من هفت سین سالمو چیدم،اما یه سین تازه میزارم
سین جدیدم این سواله من،چند روز میشه بی تو تب دارم؟
امسال با من نیستی،امسال حالم ناخوشه
وقتی نباشی سال نو،فردامو حتی می کشه
تحویل می شه سال من بی تو،چشماتو می بندی و شب می شه
این خونه بی حضور تو،انگار داره جون به لب می شه
من فال امسالم به نام توست،حافظ میگه میخواد برگرده
میگه که اونم سال نو شو با،فال چشای تو شروع کرده
نوستالژی-رضا یزدانی
نوستالژی
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
تنظیم : محمد خرمی نژاد
ترانه سرا : حسن علیشیری-یغما گلرویی
پشت خط قرمز ترانه ها عابر یه شهر گمشده تو دود
راوی خاطره های زخمی ام، پر نوستالژی روزای کبود
پر بغضم پر بهت و انتظار، انتظاری عبث و پوچ و محال
انتظار با تو هم سفر شدن دوباره میون جاده شمال
دلم پره بیا بازم با هم دیگه بریم سفر جای ما اونجا خالیه
منو ببر منو ببر، یه عمر جاده شمال منتظر عبور ماست
نمی دونه یکی از اون دوتا قناری بی صداست
من پر از خوابای نیمه کاره ام پر یاد روزای رفته به باد
چشامو می بندم و وا می کنم تا شاید عطرت بخاطرم بیاد
تا شاید دوباره هم سفر بشیم توی جاده ای به مقصد جهان
با همون پیکان قراضه که یه روز یکی جاش گذاشت کنار اتوبان
یه پیکان قراضست ولی توی رویاش هنوزم جوونه
خیالش هنوزم می تونه بازم توی جاده یه کله برونه
خیالش هنوزم موتور مونده باقی تو صندوق سینه
یه پیکان قراضه کنار اتوبان داره خواب می بینه
از کنار کودکی هام می گذرم، از رها ترین روزای زندگی
کاش می شد یه لحظه تکرار بشه اون هوای سربه زیر سادگی
کاش می شد دوباره پا به پا بشیم،کاش می شد حتی شده واسه یه بار
کودکانه های دوباره گل کنن تو عبور از خیابون لاله زار
لاله زار کاش می تونستیم همیشه بچه بمونیم
عمو زنجیر بافُ بازم توی کوچه هات بخونیم
لیموناد شیشه ای دوزار، لواشک برگی یه شاهی
بابا نون نداد نوشتن، توی دفترای کاهی
لاله زاری که هنوز تو کوچه هاش خاطره های ما پرسه می زنه
سر کوچه ملیش مردیه که داره توی رویاهاش جون می کنه
سر کوچه ملی یه مرده یه مرد که سی سال پیش ساعتش یخ زده
نمی دونه دنیا چه رنگی شده نمی دونه کی رفته کی اومده
سر کوچه ملی یه مرده یه مرد توی پالتوی کهنه عهد بوق
داره عابرا رو نگاه می کنه که رد می شن از کوچه های شلوغ
حیف نمیشه به عقب برگردیم به شبای پرسه و دربه دری
کافه چی دکمه برگشتو بزن به روزای خوب کافه نادری
چشمک ستاره ها رو می شمردیم یادته؟
واسه تنهایی شب غصه می خوردیم یادته؟
من مثه سایه تو، تو واسه من مثه نفس
هردومون برای همدیگه می مردیم یادته؟
تهران گردی-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:میلاد عدل
ترانه سرا:علیرضا باران
افق نگاه تو مثل آسمون لاجوردیه
توی قطبم قدم زدن با تو مثل حس کویر گردیه
گرم گرمم از اتفاق تو با وجودیکه روز سردیه
به درختای چیتگر میگم با تو من یه آدم دیگم
مثل حس بستنی خوردن تو شب چله ی خیابون ناب
بکری مثل قهوه ی داغ زیر تیغ عمودی آفتاب
به من از چهار سمت جغرافی هِی بتاب و هِی بتاب وبتاب
بهترین فرار ما از دود تله کابین بام تهران بود
درک تاریخ فلسفه ست چشات مثل دنیای صوفی مرموزه
باز کن چشمتُ که خوشحالم از تب افتتاح این موزه
منجی من بیا تو آتیشم پر سیمرغ داره میسوزه
پاتوق خاطره و خنده رستوران های سر بنده
من به همراه تو سفر کردم به همه قصه های رویایی
توی کشتی نوح بودم که تو رو دیدم پری دریایی
تو جهان مصیبت و اندوه بهترین فرم قاصدک هایی
توی کنسرت سالن میلاد بهترین هامون اتفاق افتاد
سر من درد میکنه با صد هیجانی که خالی از پوچه
سفر با تو تا تهِ رویا بهترین ماجرای هر کوچه
دست تهران رویامو چسبیده چه قدر دست شهر من نوچه
ببرم با خنده و شادی تا کنار برج آزادی
قبولم نمی کند-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:محمد خرمی نژاد
ترانه سرا:محمد علی بهمنی
خورشیدم و، شهاب قبولم نمیکند
سیمرغم و، عقاب قبولم نمیکند
عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگ سار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند
این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمیکنم
بی تابِ از تو گفتنم، افسوس که قرن هاست
آن لحظه های ناب قبولم نمیکند
گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمیکند
بی سایه تر ز خویش، حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمیکند
خورشیدم و، شهاب قبولم نمیکند
سیمرغم و، عقاب قبولم نمیکند
عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگ سار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند
گزارش موسیقی پارس از کنسرت رضا یزدانی
در دومین سانس از دومین شب بیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر در بخش پاپ نوبت رضا یزدانی رسید که به روی صحنه رود.
تیزر معروف معرفی نوازندگان یزدانی بخش شد و یک به یک به روی صحنه آمدند. میلاد عدل، مازیار احمدپور، محمد خرمی نژاد، شهروز بردوده، آرش زمانیان و ایمان جعفری پویان ارکستر رضا یزدانی را تشکیل می دادند.
با نواخته شدن صدای «دیجیریدو» میلاد عدل، کنسرت این شب با قطعه «پست مدرن» از آلبوم جدید یزدانی آغاز شد. «کجا گمت کردم»، «فقط یکم چای واسه من بریز»، «مهتاب تو فانوس»، «نقش اول»، «طهران-تهران»، «آدم یه جاهایی رو مجبوره»، «بلاتکلیف»، «نوستالوژی»، «تهران گردی»، «ادامه بده»، «نوار»، «حرفای بی مخاطب»، «ساعت صفر» و «خلیج فارس» قطعاتی بودند که در این شب یزدانی اجرا کرد.
حاشیه ها:
ایمان جعفری پویان و سا کسیفونش در بیشتر قطعات باعث تغییر فاضای سالن شد.
اگه عاشقت نبودم پا نمیداد این ترانه، با همخوانی تمام سالن اجرا شد.
در قطعه «نوار»، سلو نوازندگان باعث متحیر شده تماشاگران شد.
مصاحبه بهروز پایگان با موسیقی پارس
شما همیشه می گفتید که در ارشاد نمی گذارند که به
صورت تخصصی سبک های راک را پیاده کنید و باید نموداری کار کنید اما در
البوم به اصل تنظیم های راک خیلی نزدیک شدید. آیا
از قبل می دانستید که این راه باز هست و می توانید با دست باز تنظیم کنید
یا سیاست های جدید این اجازه را به شما داده که از سمپل های خشن تر گیتار
الکتریک هم بتوانید استفاده کنید و با ریتم ها بیشتر بازی کنید؟
در
مورد سیاست های ارشاد در حقیقت زیاد اطلاعی ندارم چون خودم را وارد مسائل
مربوط به مجوز نمی کنم. اما این چند تراکی که در این البوم ساختم را کاملا
بدون خود سانسوری تولید کردم. حتی به این قضیه هم فکر کردم که شاید از
البوم خارجشان کنند. ولی این ها برایم اهمیتی نداشت. احساس می کردم باید
این کار را انجام دهم. اگر از آلبوم خارج می شدند که بدشانسی من بود که نمی
توانستم در این آلبوم اثری را داشته باشم. اما خوشحالم که تمام کارها مجوز
گرفتند و این قضیه برای خود من نیز جالب بود. به طور کلی من برای مجوز
گرفتن کارهایم به هیچ وجه سعی نکردم کارهایم را تغییر ساختاری بدهم. در این
کارها هم سعی کردم کاری را که حس می کردم باید روی آن ملودی های خاص انجام
دهم را انجام دادم و خوشحال هستم که کارهایم در این البوم مجوز گرفتند و
در قالب همین البوم منتشر شدند.
در ایران معمولا کارای راک خوب میکس نمی شوند یا اگر راک باشند با استاندارد های پاپ میکس می شوند، ولی خودتان خیلی خوب راک را میکس
کردید، این توانایی رو چگونه بدست اوردید؟! چقدر از دانش میکس را خارج
از ایران فرا گرفتید؟ فکر نمی کنید برای اینکه گوش مردم به موسیقی راک آشنا
تر بشود باید مهندسین صدای داخلی با میکس و مستر کارهای راک بیشتر آشنا
بشوند؟ شما خودتان پیشنهادی برای این کار ندارید؟ میکس ها که قبلا بیشتر
بوی پاپ میدادند الان بیشتر بوی راک به خودشان گرفته اند.
در
واقع من هر انچه که در حال حاضر می دانم را به طور مستقیم یا غیر مستقیم
از خارج از ایران یاد گرفته ام. چون به طور کلی در ایران منبع خاصی وجود
ندارد که شما بتوانید خودتان را با علم روز دنیا هماهنگ کنید. بحثی که در
این سوال شما مطرح کردید و بسیار برایم جالب بود که به آن پرداختید، این
قضیه است که من تا به حال ندیده ام که کسی به این توجه کند که میکس و مستر
نیز مانند خود موسیقی سبک های مختلفی دارد. این یعنی شما نباید توقع داشته
باشید کسی که در سبک پاپ میکسهای خوبی انجام میدهد لزوما در سبکهای دیگر هم
به همان اندازه میکس های خوبی داشته باشد! خب بِطبع این اتفاق نمی تواند
بیفتند. این قضیه مثل این است که از من بخواهند که کاری را که تا به حال
انجام نداده ام را تنظیم کنم. مثلا از من بخواهند یک کار اوریاتال یا یک
کار عربی یا ترکی، تنظیم کنم. صد درصد من نمی توانم و دلیل آن هم بد یا خوب
بودن آن کار ها نیست. تنها دلیل آن این است که سبک من این نیست و روی آن
تجربه و تحقیق نداشتم . بنابر این میکس هم همانند تنظیم خواهد بود.
متاسفانه به این قضیه اصلا توجه نمی شود. من از همان ابتدای شروع به فعالیت
، میدانستم در چه سبکی میخواهم فعالیت کنم و به همین دلیل هم تمام فعالیتم
و تمام مباحثی که باید بخوانم و یاد بگیرم و تمامی اهداف و مسائلی که
باید روی آن تمرکز کنم هول محور همان سبکی است که از ابتدا انتخاب کرده ام
قرار داده ام. به این موضوع نیز من در تمام موارد کاری خودم در زمینه ی
موزیک و صداشناسی و میکس و مستر توجه داشتم.
این که شما لطف دارید و اشاره کردید که خوب صدا می دهد، خب من
فکر می کنم علت این مسئله همین باشد. از ابتدا موسیقی ای که گوش می دادم
همین سبک بوده و موسیقی که سعی کردم بسازم یا میکس و مستر یا تنظیم کنم نیز
همین سبک بوده و موسیقی که خواستم دنبال کنم و فرا بگیرم هم در راستای
همین سبک بوده. برای مثال من هیچ وقت ازکسی نپرسیدم که تنبک را چطور میکس
می کنند، چون در سبک من تنبک وجود ندارد. مثلا یک نفری از من این سوال را
بپرسد که بهترین حالتی که می توان از Snare صدا گرفت و آن را میکس کرد به
چه نحوی است؟ با توجه به سبک کار میتوانم با چندین روش مختلف این کار را
انجام دهم که نتیجه ی نهایی قابل قبول باشد ، بنابر این تخصص گرایی در بخش
میکس و مستر و صدا برداری ایران هنوز جا نیفتاده است، حتی در کنسرت ها که
در این نقطه از بحثمان بهتر است مازیار احمدپور عزیز توضیحات بیشتری را به
ما بدهد:
مازیار احمدپور: در
کنسرت های ایران هم همین اتفاق افتاده است. در کنسرت ها اتفاق های خوبی
برای ما که سازهایمان گیتار محور و درام محور است نمی افتد. بنابر این
کارها بیشتر به سمت کارهای پاپ یا اگر خیلی غربی تر باشند به سمت کارهای
فانک می رود. صدابرداری درام و الکتریک آن طوری نیست که ما خودمان می
خواهیم. حتی در برخی موارد مجبورند که در کوک ساز درام هم تغییر ایجاد کنند
که کمی صدای فانکی تر دهد. به طور کلی ما همیشه با این مشکل در بحث صدا
دهی راک یا متال روبه رو هستیم. البته صداسازی ها در همین سبک راک که
بیشتر گیتار محور است و صدا های گیتار الکتریک هم باید کمی پخته تر باشد که
بهتر شنیده شود، این خودش می تواند کمکی باشد در چیدمان این نوع ساز ها که
کمی بهتر شود. صرفاً فقط نباید به سازهای دیگر مثل زهی توجه کرد.
بهروز پایگان: یک نکته ای که جالب و قابل تأملی که در این نقطه بهتر هست بیان کنم این موضوع هست که تا هفت، هشت سال پیش صدای گیتار Distortion اصلا برای صدا بردار های ما قابل قبول نبود. وقتی مثلا ما یک Power chord یا یک کاری ضبط می کنیم که صدای Distortion در آن بود، اگر به استدیویی می رفتیم که کار را ضبط کنیم، صدا بردار از ما می خواست که این افکت Distortion را بردار چون نمی توانم صدا را بگیرم! من هم همیشه باید برایشان این توضیح را می دادم که Distortion اسمش روی خودش هست و همان دیستورت شدن هست. این قضیه تا حدی بود که این صدای Distortion برای آن ها یک صدای خراب و خارج از استاندارد بود. اما به مرور کم کم شنیده اند و این قضیه کمی بهتر شده است، اما به طور کلی اصلا در موسیقی ایران ما تخصص گرایی نداریم و در این زمینه دوستان متخصص در موسیقی پاپ بسیار بیشتر هستند. این هم دلیلش بیشتر بودن خوانندگانی است که در حوزه ی موسیقی پاپ فعالیت دارند. آن کسانی که در زمینه ی موسیقی پاپ، میکس و مستر یا تنظیم می کنند هم بیشتر از راک هستند. به طور کلی می توانیم بگوییم در ایران کسی را نداریم که بگوید به طور تخصصی من تنها راک و یا متال میکس و مستر می کنم. البته شاید هم حق داشته باشند. چون به طور میانگین مگر چند کار می توانند در یک سال در این دو سبک به طور تخصصی میکس و مستر کنند؟ خب آن ها هم نیاز به درامد دارند و شاید با این روش نتوانند زندگی خود را بگذرانند، بنابر این به سمت سبک هایی می روند که بیشتر برایشان کار خواهد آورد تا درامد بیشتری داشته باشند.
این موضوع به نظرتان به سلیقه ی مخاطبین بر نمی گردد؟ همان بحث قبلی مان که گوش مخاطبین هنوز با این سبک ها آشنا نیست.
دقیقا،
اما به نظرم از یک جایی به بعد باید یک اتفاقی بیافتد. این کاری که من یا
دوستان دیگر در حال انجامش هستیم هم به همین دلیل است. اگر سلیقه ی مردم به
این سمت هم نیامد، حداقل برایشان غریبه نباشد و با این سبک هم اشنا شوند.
با توجه به اشخاص و خوانندگانی که به سمت این سبک متمایل شده اند، پیش بینی
من این است که طی ده سال آینده سبک دوم ایران سبک راک یا اقسام آن باشدو
علاقه مندان جدید زیادی هم به سمت این سبک متمایل شده اند.
به نظر شما تغییر نسل چقدر در این زمینه دخیل هست؟
دقیقا
هست، جوانانی که بین سن ۱۵ تا ۲۰ سال قرار دارند، ده سال قبل که بالطبع
نمی توانستند مخاطب حرفه ای موسیقی باشند. الان این رده ی سنی کم کم سلیقه
هایشان به سمت راک متمایل می شود. در ده سال اینده به نظر من وضعیت این سبک
بسیار متفاوت خواهد بود. هم تولیدات، تولیدات حرفه ای تر و درست و چهارچوب
دار تری است و هم مخاطبان، مخاطبان بیشتر و با دانش بیشتر و بالاتری
هستند. سبکی که دنبالش می کنند را می شناسند. البته پاپ هیچ زمانی جایگاه
خودش را به هیچ سبک دیگری نخواهد داد. اسمش هم روی خودش هست و همیشه توده ی
مردم به سمت این سبک هستند. مخاطبان موسیقی راک در حال حاضر یک چندم
مخاطبان پاپ هستند. بالطبع چیزی که برای خوانندگان و افرادی که در این حرفه
هستند درامد می آورد مخاطبان هستند. یعنی همان کسانی که آلبوم ها را
خواهند خرید و به کنسرت هایشان خواهند رفت. به همین دلیل اکثر کسانی که
موسیقی کار می کنند ترجیح می دهند در سبک پاپ کار کنند. ولی من یا مازیار
در ده سال گذشته به نوعی از لحاظ مالی مدارا کردیم و نتیجه اش را در طول
زمان گرفتیم و استفاده اش را هم می کنیم. یعنی هم سبک مورد علاقه و اصلی
خودمان را کار می کنیم و هم درامد داریم. اگر افرادی که استعدادشان در این
زمینه هست، بحث هزینه و درامد را فعلا کنار بگذارند و کار کنند، قطعا
اتفاقات خوبی رخ خواهد داد.
در حال حاضر ما در این زمینه کمبود داریم. کمبود تولید کننده ی موسیقی واقعی راک که البته منظور من کسانی هست که کار را تهیه میکنند با شرایط استاندارد و منتشر میکنند و به گوش مخاطب میرسانند. چون خیلی ها هستند که در خانه ی خود با گیتار الکتریکی که دارند یک ملودی می سازند و می خوانند، به نظر من سه یا شاید هم چهار نفر بیشتر نیستند که در ایران این کار را دارند انجام می دهند. این تعداد برای کشوری با مقیاس ایران خیلی کم است .
منظور شما این هست که کلا سه نفر در کل ایران هستند که این چهارچوب ها را رعایت می کنند و به طور حرفه ای فعالیت می کنند؟
بله،
سه یا شاید هم چهار نفر هستند. من بیشتر از این تعداد، کسانی را نمی شناسم
که در چهارچوب های حرفه ای کار کنند. البته در اینجا لازم هست این چهارچوب
های حرفه ای را کمی شرح دهم که سو تفاهمی پیش نیاید. وقتی شما می گویید یک
کار حرفه ای است، یک بحث آن مربوط به کیفیت تهیه شدن آن هست و یک بحث آن
هم به مارکتینگ مربوط است. تا شما نتوانید کار خودتان را به صورت رسمی
ارایه بدهی خود به خود در شاخه ی حرفه ای قرار نخواهی گرفت. در شاخه ی حرفه
ای با تمام این تعریف هایی که از حرفه ای بودن کردم حداکثر چهار نفر بیشتر
نیستند که فعالیت می کنند.
اگر نام این افراد را بخواهم، نام خواهید برد؟
نه، من سعی دارم در این مصاحبه از کسی نام نبرم.
در ادامه ی بحث باید بگویم این تعداد خیلی کم هست. همین کمبود مشکلات
زیادی را برای پیشرفت این سبک ایجاد خواهد کرد. دلیل اول کمبود تولیدات هست
و دلیل دوم هم نبود رقابت هست. رقابت که نباشد، خواننده می تواند هر نوع
موسیقی ای که دلش می خواهد را به عنوان موسیقی راک به مخاطب بدهد. کلاّ در
این نوع موارد به هیچ بحثی کار ندارند و فقط گیتار الکتریک و درام را قرار
می دهند. سپس یک خواننده هم روی آن می خواند و اثر خود را راک خطاب می کند!
مخاطب هم زمانی که اهنگ دیگر و رقیب دیگری وجود نداشته باشد، مجبور هستند
همان اثر را با هر کیفیتی قبول کنند. اما وقتی که از یک جامعه ی موسیقی
ایران، ۳۰-۴۰% موسیقی راک کار کنند، یعنی به طور مثال پنجاه بَند راک با
حدودا پنج عضو داشتیم، می توانید تصور کنید که چه رقابتی به وجود می آمد؟
یک اتفاقی که در نبود رقبا خواهد افتاد، بزرگ شدن بی مورد یک سری آدم است.
نبود سیاست های درست هم در کمبود رقبا موثر هست. در این صورت موسیقی تک
بُعدی یا در نهایت دو یا سه بُعدی خواهد شد.
نظر شما در مورد ملودی هایی که رضا یزدانی در این
البوم درست کرده بود به چه صورتی است؟ به نظرتان زیاد با نت های کشیده باعث
نشد که ملودی ها تکراری بشوند؟ از طرفی با تنظیم های متفاوتی که شما در
البوم داشتید به نظر شما لحن بیان و تحریر هایی که رضا یزدانی به کار برد
در این البوم، با تحریر های راک فاصله نداشت؟
من نمی
خواهم در این مصاحبه در مورد ملودی هایی که دیگر دوستان ساختند نظری بدهم و
بهتر است در این مورد خودشان صحبت کنند. من دو ملودی در این البوم برای
رضا ساختم. ملودی سازی بیشتر کاری سلیقه ای و حسی است. به طور کلی می توان
گفت که ملودی یک بحث سلیقه ای است. یک مخاطب بسیار راحت می تواند عدم رضایت
خودش را نسبت به یک ملودی بیان کند، حتی ممکن است هیچ دلیل و منطقی نیز
نداشته باشد، اما شما ناچار هستید که بپذیرید. زیرا ملودی یک بحث سلیقه ای
است. اما این بحث در مورد تنظیم متفاوت خواهد بود و یک مخاطب نمی تواند به
راحتی عدم رضایت خودش را اثبات کند. چون در هر تنظیم شما یک سری المان ها و
قوانین موسیقیایی را باید رعایت کنید. به طور مثال یک شخصی می آید و عدم
رضایتش را از درام یک کار بیان می کند. شما از وی دلیل می خواهید و او دلیل
خود را بیان می کند و سپس شما می توانید برایش توضیح دهید که در این سبک
درام باید به این نحو صدا دهد با توجه به استانداردهایی که در سبک خاص
تعریف شده و… شما با بیان دلیل های قانع کننده در بحث تنظیم می توانید وی
را قانع کنید. اما در بحث ملودی این اتفاق نخواهد افتاد.
بحث دوم این
موضوع هست که یک فرد ملودی ساز اولین چیزی که باید در نظر بگیرد کاراکتر
صدای خواننده اش هست. تمام خواننده های ایران و دنیا، هر کدام کاراکتر
منحصر به فرد خودشان را دارند. از بیان کلمات آن ها گرفته تا نوع تحریر
هایی که در اثارشان می دهند تا رِنج صدایی و رنگ صدایی که دارند ، منحصر به
فرد خودشان هست. رضا یزدانی هم از لحاظ نوع تلفظ کلمات و نوع کشیدن صدایش و
نوع تحریر هایی که می دهد و نوع بازیی که با صدایش می کند این ها همه
سازنده ی کاراکتر صدای رضا یزدانی است. اتفاقی که در اینجا خواهد افتاد و
موضوعی که من که در حال ساخت ملودی برای رضا هستم باید به آن توجه کنم، این
است که نباید کاراکتر صدای خواننده ام را از او بگیرم. خواننده را نباید
تبدیل به یک مجری کرد. خواننده باید شخصیت و کاراکتر صدای خودش را داشته
باشد. یکی از علت هایی که رضا یزدانی کمتر از دیگران ملودی می گیرد شاید
این باشد که کمتر ملودی اجازه میدهد که رضا کاراکتر خود را حفظ کند .
سوالی که در این قسمت به ذهنم رسید این موضوع هست که این ملودی های شما در برخی موارد باعث شده اجرا ها یکنواخت بشوند، صدای رضا قابلیت های بیشتری رو داراست و کارن همایونفر این قابلیت ها رو از خود رضا بهتر شناخت و صداهای متفاوتی را دراورده بود. در ملودی هایی که شما هم برای رضا ساختید همون تفکرات خودش رو براش پیاده کردید، چرا به دنبال بُعد دیگری از صداش نرفتید؟ در حالی که کارن این کار رو خوب انجام داده بود.
خب بنده در این بخش می خواهم از شما سوالی را بپرسم. آن بُعد دیگر و آن توانایی های دیگری را که شما گفتید آقای همایونفر از صدای رضا گرفتند دقیقا چی بوده؟
در البوم خاطرات مبهم به عنوان مثال آهنگ گرامافون ملودی هایی که استفاده شده و صدای سافت و نرم رضا…
در این البوم هم یک کاری هست به نام مهتاب تو فانوس که احساس می کنم شباهت های ساختاری فراوانی را با کار گرامافون دارد. کار مهتاب تو فانوس به نظر من اورجینال تر از گرامافون هم هست. این موضوع اول. بحث دومی که شما بهش پرداختید، بحث کشش ها بود. منظورتان کشیده شدن صدای رضا در برخی کارها است و به نظرتان این کشش ها، کارهای این البوم را یکنواخت کرده. به نظر من بیشترین جایی که صدای رضا نسبت به کل اثارش، صدایش را کشیده است، در همان البوم و اثر ادامه بده بوده است که رضا صدایش را می کشد و می گوید: نیستیووو… خب این ها همه کشش هستند که در آن البوم و در اثار دیگری نیز که در همان البوم مذکور بوده اند، مانند کجا گمت کردم، وجود داشته اند. کشش های دو یا سه ثانیه ای زیادی در آن البوم وجود دارند.
این موضوعی که شما به آن اشاره می کنید به نظر من دقیقا همان اتفاقی است که من قبلا در موردش صحبت کردم. رضا در آن البوم کاراکتر خودش را نداشت. خیلی نرم و صاف می خواند و سعی کرده بود چیزی را که به او گفتند را اجرا کند. این که سیاست کاری وی این بوده است یا خیر به من مربوط نمی شود و من انتقادی هم به آن ملودی ها به هیچ وجه ندارم. اما زمانی که در جایگاه مقایسه قرار می گیرد، من هم باید این موضوعات را باز و بیان کنم. آن کشش هایی که شما مطرح کردید در آلبوم قبلی هم بوده است. در ملودی دیوونه اگر شما دقت کنید، روند ملودی از لحاظ تنیکال یک روند منطقی دارد. ملودی از پایین شروع می شود و پله پله به صورت تساعدی با سه و چهار جمله ی موسیقیایی به اوج می رسد. به نقطه ی اوج صدای رضا و این یعنی من حتی اگر نیم پرده، کار را بالاتر می اوردم، دیگر رضا نمی توانست آن را بخواندو از رنج صدای او خارج میشد یک اتفاق دیگری که می افتد این است که شما زمانی که در حال ساخت یک ملودی هستید، در همان حال به فکر تنظیم و سازبندی نیز هستید. زمانی که من داشتم این کار را می ساختم، می دانستم که قرار هست یک کار هارد راک یا نزدیک به متال را تنظیم کنم. می دانستم که صدای رضا باید در این کار به شنونده به نوعی حمله کند. شما نمی توانید آن ریف ها و آن حجم از موسیقی را در موسیقی هارد راک داشته باشید و بعد نرم بخوانید و فقط ار رنج پاین یا میانی صدای خواننده استفاده کنید.
این نکته ای که شما یا علاقه مندان دیگر که به این کار علاقه داشته اند را ترغیب به دوست داشتن این اثر می کند هم همین نکته هست. در این ملودی، خواننده ارام ارام شنونده را برای اوج آهنگ، آماده می کند. همه چیز در این اثر در کنار هم یک هماهنگیِ خوبی دارند. زمانی که رضا در حال انتخاب شعر های آلبوم بود. من از رضا خواستم که این ترانه را من کار کنم. دلیل آن هم این بود که از همان لحظه ای که ترانه را دیدم، فهمیدم که می توان یک همچین کاری را از آن درآورد، این ترانه هم کاراکتر کسی که در حال اجرای ترانه است، یک ادم عاصی و کلافه است. بنابر این با خودم فکر کردم که تمامی این ها در کنار هم یک اثر کامل را خواهد ساخت. تمامی تلاش خودم را هم کردم که بهترین نحو این اثر را بسازم. احساس من نیز این است که این مجموعه کنار هم جواب گرفته و توانسته است با شنونده ی خود ارتباط برقرار کند.
در بخش ملودی ها یک سری کم کاری در البوم برای شنونده
احساس می شود، تراک هنوز دلم برات تنگ میشه به نظر میرسد یک ایده ی
متفاوتی در ملودی برایش دیده شده بود که در کل به نظر میرسد نتوانست خوب
تولید بشود و در بعضی قسمت ها کمی توی ذوق میزد. ایا نهایت فکری که برای
اجرای این کار داشتید به همین شکل بوده است یا نتوانستید ایده ها را کامل
پیاده سازی کنید؟ چون کار کاملا سکته می کند و گوش شنونده رو اذیت می کند
ولی خیلی از همین ایده ها هم در موسیقی راک بودند که خیلی هوشمندانه رویشان
کار شد و کارا های بزرگی هم از همین مدل ایده ها تولید شدند، شما خودتان
از این تراک و بازخوردش تا به حال راضی هستید؟ چون کمی غیر متعارف بود،
خودتون انتظار چه بازخوردی رو ازش داشتید؟
می دانید چه اتفاقی
در آن اهنگ افتاده است که کمی برای شنونده های ما غیر عادی بود؟ دلیلش این
هست که، آن اهنگ دو ریتم دارد. اول کار ریتم ۶٫۸ است. در قسمت ترجیع بند
۴٫۴ می شود. این تغییر ریتم آنقدر نامحسوس انجام می شود که متوجه تغییر
ریتم نمی شوند. اما احساس می کنند یک چیزی کم است. این اتفاقی که شاهدش
هستید، اصولا در اقسام موسیقی پراگرسیو که تغییر ریتم یکی از ارکان اصلی آن
است می افتد. این تغییر ریتم باعث می شود که شنونده ها به نوعی سکته در
کار را احساس کنند. اتفاق دیگری که افتاده است این موضوع است، زمانی که
قسمت اول ۶٫۸ است، همان چیزی که ما از پنجاه سال پیش به وفور داشته ایم تا
الان، شما هر تنظیمی بخواهید انجام دهید، اصولا شبیه آثار دیگر می شود. به
همین دلیل بخش ریتم در این اثر را به ساز های زهی سپردم. در واقع ویولون ۱
ها نتهای کششی را اجرا کردند در همراهی با ملودی و همینطور در اینترو
ویولون ۲ ها و ویولون سِل ها و کنترباس ها بصورت استکاتو یا پیتزیکاتو یا
مارکاتو دارند جملات ریتمیک را اجرا میکنند و بخش ریتم را هندل میکنند .
این نیز می تواند دلیلی برای این شوک شنوندگان باشد.
بحث دومی که هست این موضوع است که در همان ۴٫۴ هم در بخش هایی از ملودی ما تریوله داریم. یعنی سه ضربی می شود . این ها یک سری بحث های تکنیکال است که به همین دلیل ممکن است گوش شنونده کمی با این کار آشنا نباشد.پولی ریتمیک بودن یک قطعه نقطه ی قوتی برای آن اثر است.
تنظیم قَوی قوی سیاه و دیوونه از یک تفکر جدی تری از
راک می آید و چون تراک اخر هم قرار گرفته اند میتوانند این نوید رو بدهند
که البوم بعدی رضا یزدانی به فضاهای خشن تری از راک و گیتار الکتریک برود؟
من
سیاست های آلبوم رضا را تعیین نمی کنم. سیاست های یک کار در زمان اندکی
قبل از شروع پروژه تعیین می شود. این دو کار، یعنی همان قوی سیاه و دیوونه
را هم فکر می کردم که بعد از شنیدنشان توسط رضا، نظر او این باشد که این
کار ها را نمی تواند در البوم قرار دهد. اما همان طور که در قبل هم گفتم
خوشحالم که قرار گرفت. اما می توانم این نوید را بدهم که اگر در آلبوم
اینده حضور داشته باشم،کارهای من بله این طور خواهد شد. اکثرا فکر می کردند
که چون ساز تخصصی من پیانو است، حتما کارهای لایت و down tempo و تا حدی
کلاسیکال مانند کافه بهشت را من باید تنظیم کنم. اما اصلا این طور نیست. در
واقع با این دو تراک خواستم بگویم که فضای تنظیم را ملودی و ترانه تعیین
میکند نه ساز تخصصی تنظیم کننده ! چون در آن زمان بعد از ساخت این کار ها
من باید از ایران می رفتم به دلیل کارهایی که داشتم. بنابر این گفتم اخرین
تیر خودم را هم بزنم و شانسم را امتحان کنم که می توانم اثارم را دراین
سبک ها در کشور خودم منتشر کنم که خوشحالم اینطور شد.
ایده ی تنظیم اهنگ دیوونه از اهنگ کاشمید لد زیپلینگ گرفته نشده؟ البته فقط نوع تفکر و ایده منظورم هست. (Led Zeppelin\1975 Physical Graffiti – Kashmir)
یک
سری استاندارد های ریتمیک و ملودیک و هارمونیایی در این سبک ها وجود دارد
که من احساس می کنم نوع ریتم درام، شما را به این سمت می برد که خب این
ناگزیر هست که کسی بخواهد در این tempo و با این سرعت کار کند ریتم درام
کارش باید همین باشد. یعنی اگر چیز دیگری قرار دهد از استاندارد های سبک
خارج می شود. البته این باعث افتخار هست که شما کار من را با این کار از
لدزپینگ مقایسه می کنید این نشان می دهد توانستم به استاندارد ها نزدیک
بشوم. اما ایده برداری از این کار نبوده .
گیتار الکتریک هایی که در تنظیم های شما زده میشه چند درصدشون بداهه نوازی هست و چند درصدشون توسط شما نت نویسی می شوند؟
در واقع نتی نوشته نمی شود. این تعامل بین من و مازیار است. من اول آن
پایه ای که قرار هست روی آن گیتار الکتریک زده شود را انجام می دهم و می
نویسم و کار اماده می شود و بخشها مشخص می شود. بعد من و مازیار می نشینیم
و در مورد کار با هم صحبت می کنیم. این که صد درصد گیتار الکتریک کارهای
من را مازیار می نوازد به این دلیل هست که ما دو نفر از سال هشتاد و سه یا
هشتاد و چهار با هم کار می کنیم و در همین سبک از موسیقی بزرگ شده ایم.
مازیار اگر بخواهد کاری بکند همیشه سعی می کند استاندارد هایش نزدیک به
گیتار الکتریک نوازهای معروف دنیا باشد. چون من خودم گیتار الکتریک نمی
نوازم، باید حتما از یک نوازنده ی حرفه ای مشورت بگیرم. من جایی که باید
گیتار الکتریک نواخته شود را تعیین می کنم. اما از یکی مانند مازیار می
خواهم تا بیاید و به من مشاوره دهد. می گویم مازیار به نظرت اینجا به نحوی
باید باشد، مازیار چند اتود روی آن به صورت ایمپروایز می زند. بعد آن
ایمپرووایز ها را در تعامل با هم به یک نقطه ی تعیین شده می رسانیم. مثلا
میگویم شروعش را با این نت شروع کن و… در یک روند هفت الی هشت ساعت، ما
گیتار های یک تراک را می گیریم و در این روند هم با هم تکمیل خواهیم کرد.
بنظرم در این مکان هم مازیار اگر بیشتر توضیح بدهد بهتر است:
مازیار: در
طی کار نسبت به آن ریتم و تنظیمی که هست. روی نت های گیتار هایش ریتم درام
و ملودی های خواننده هم کمک می کند به کار من و چیزی از قبل تعیین شده
نیست . البته نمی شود به طور کلی هم گفت تعیین شده نیست. چون شاید یک ملودی
مشخص باشد و بخواهیم آن را بزنیم. اما اکثرا و درصد بیشترش به صورت
فالبداهه است، که نهایتاً تبدیل خواهد شد…
بهروز: بسط
و گسترشش می دهیم و همان را تعیین می کنیم. اما از زمانی که رکورد انجام
می شود و نهایی می شود. دیگر آن، یک چیز تعیین شده است. چون روی استیج و در
کنسرت ها نیز همان زده می شود. بنابر این بعد از این که رکورد شود دیگر یک
چیز تعیین شده خواهد بود. دوستان نت های آلبوم ساعت فراموشی و ساعت ۲۵ را
هم نوشتند و در حال چاپ هست. این یعنی آن را تبدیل به نت هم می توان کرد و
یک چیز همیشگی خواهد شد.
بازار پاپ – راک ایران رو دنبال می کنید؟ کسایی مثل
کاوه افاق دارند وارد فضای مجاز میشوند نظرتون در این مورد چیه و علاقه ای
دارید که با این تازه وارد های مجاز هم همکاری کنید؟
تازه
واردی این افراد اصلا برای من اهمیتی ندارد. منظور این هست که مثلا این
طور نیست که من بگویم پنج یا شش آلبوم داشته ام پس آدم تازه واردی نیستم،
در نتیجه با افراد تازه وارد کار نخواهم کرد. چیزی که برای من مهم هست، این
است که نگاه حرفه ای داشته باشند. خیلی از کسانی که تازه وارد می شوند و
به بیان دیگر تازه بر روی زمین می آیند و مجاز می شوند، این نگاه، منش و
تفکر حرفه ای را ندارند. این موضوع کاملا به من ثابت شده که خب نمی خواهم
ماجرای آن را تعریف کنم. ولی در چند مورد به من ثابت شده. این که به دنیای
مجاز در این سبک ها می آیند خیلی خوب هست. همان طور که خودتان هم می دانید،
من در حال حاضر با گروه نهان که به تازگی نیز مجوز خود را گرفته اند و می
خواهند کنسرت خود را بطور مجاز برگزار کنند، نیز فعالیت می کنم. اگر می
خواستم با تازه واردها کار نکنم خب با گروه نهان هم کار نمی کردم. اما چیزی
که باعث می شود من ترغیب به همکاری نشوم این هست که بفهمم آنها همچنان
تفکر نیمه حرفه ای یا غیر حرفه ای یا اماتور را با خودشان نگه داشته اند و
تنها اتفاقی که برایشان افتاده است این هست که مجاز شده اند و می توانند
کار رسمی منتشر کنند. اگر اینطور باشد که اصلا نمی توانم اما اگر واقعاً
همراه با اثارشان که شاید حرفه ای شده باشد، تفکراتشان هم حرفه ای شده
باشد، حتی اگر هیچ شخصی هم آن آدم را نشناسد من هبچ مشکلی با کار کردن با
وی ندارم.
مخاطب این سخنان که بیان کردید کاوه افاق هم بود؟
من اسمی از شخص خاصی نبردم
بعضی خواننده هایی که قبلا صرفا پاپ کار می کردند
آرام آرام دارند خودشان و مخاطباشانشان را به سمت سبک راک متمایل می کنند،
که محسن چاوشی نیز خیلی در این زمینه پر رنگ کار کرده است و خبر هایی که از
آلبوم جدید ایشان شنیده میشود اینطور است، که آلبوم تقریبا در فضای راک
تولید شده است شما تنظیم هایی که خود محسن چاوشی در فضای راک انجام داده
است رو چطور ارزیابی میکنید؟ به نظرتون صدای چاوشی چقدر میتواند به موسیقی
راک ایران کمک کند تا مخاطبان بیشتری به سمت راک بیایند؟
جمله
ی اول سوالتون که گفتید دارند به سمت سبک راک می آیند، این یکی از همان
نشانه های حرفی است که من در ابتدای مصاحبه زدم. تا ۱۰ سال دیگر این سبک
خیلی جایگاهش متفاوت با جایگاه فعلیش خواهد بود. این که حتی خواننده ای مثل
محسن چاووشی که یکی از پرطرفدارترین خواننده های ایران نیز هست کم کم
تغییر سبک می دهند و این یکی از همان نشانه هاست. در مورد کارهای اقای
چاووشی که تا الان شنیده ام، رنگ و روی راک را داشته اما روح راک را
نداشتند به نظرم…
تراک «دوست داشتم» محسن چاووشی را که یکی از قطعات
پاپ راک البوم جدید این خواننده در البوم جدیدش که به زودی منتشر خواهد شد
را هم شنیده اید؟
نه این تک تراک را نشنیده ام، اما آن
اهنگ هایی که در البوم ها بود، حرکات همان حرکات پاپ بود فقط با این تفاوت
که با سازبندی نزدیک به راک اجرا شده بودند. من فکر می کنم محسن چاووشی
پتانسیلش را داراست. من کاری که اقای چاووشی در آن بخواهد خیلی بالا
بخواند، از ایشان نشنیده ام. اما فکر می کنم با توجه به رنگ صدا و حال و
هوایی که ایشان در ترانه های کارهایشان و صدایشان دارند پتانسیل خیلی خوبی
برای ورود به این سبک را دارند. البته از نوع خالص آن، این که ما ملودی پاپ
و ترانه ای که بیشتر در موسیقی پاپ استفاده می شود را با سازبندی راک اجرا
کنیم به نظرم خیلی آن اتفاق نخواهد افتاد. به نظر من اگر یک نفر بخواهد
تغییر رویه و سبک دهد آن هم کسی مانند اقای چاووشی باید حتما کاملا از سبک
های دیگر دل بکند و به سمت موسیقی راک خالص بیاید. اتفاقا به نظر من ورود
افرادی مثل اقای چاووشی می تواند خیلی به پیشرفت سبک کمک کند. به دلیل
طرفداران و مخاطبان زیادی که دارند اگر وارد این سبک شوند و راک خالص کار
کنند و فعالیت خود را به طور کلی در این سبک اغاز کنند می تواننده خیلی به
این سبک و پیشرفتش کمک کنند.
خودتون تا به حال به این فکر افتادید که می توانید بعضی از ایده های تان را روی صدایی مثل صدای محسن چاووشی پیاده کنید؟
راستش را بخواهید نه، چون من از اقای چاووشی شناخت نزدیک ندارم. در همکاری دو بحث هست. یک بحث، بحث موسیقیایی است و یک بحث هم این مسئله هست که من معمولا سفارشی کار نمی کنم. مثلا یک خواننده به من بگوید من یک کاری را از تو می خواهم شبیه فلان کار، ریتمش به این نوع باشد و سازبندی هم به این نحو باشد و با این شرایط انتظار کار از من داشته باشند من این کار را نخواهم کرد.
به همین دلیل هم من با اکثر دوستانی که کار می کنم، یک یا دو
جلسه با هم میگذاریم و کنار هم مینشنیم با هم قهوه ای می نوشیم و کمی صحبت
می کنیم که بتوانم بفهمم تفکر ایشان از موسیقی که میخواهند کار کنند چگونه
هست و ایا من می توانم خودم را با اون هماهنگ کنم یا خیر. اگر نتوانم که
این همکاری خود به خود صورت نخواهد گرفت. اما اگر بتوانم در راستای اون
چیزی که خودم فکر می کنم خوب می تواند در بیاید و انجام شود حتما. اگر
بخواهم فکر کنم که روزی من و آقای چاووشی همکاری ای داشته باشیم باید من
یکی دو جلسه ایشان را ببینم و با هم صحبت کنیم و گپ بزنیم و اصلا ببینم
تفکرات شخصی ایشان در مورد کارهایی که دارند می کنند و میخواهند انجام دهند
به چه نوعی است. ی زمانی هست که تفکرات مارکتینگ و کامرشیال در کارها
تاثیر میگذارد و من از روی کارهای آقای چاووشی نمی توانم به تفکرات
موسیقیاییش پی ببرم چرا؟ چون بخش مارکتینگ نیز هم هست و ایشان باید این
نکته را هم در نظر بگیرند که کارهایی که تولید می شوند و پخش خواهند شد
ممکن هست انچنان مارکتینگ خوبی در ابتدای کار نداشته باشند. ایشان باید این
موضوع را هم در نظر بگیرند بنابر این من با خودش اگر صحبت می کنم می توانم
به تفکراتش هم پی ببرم.
من به شخصه محسن چاووشی را به عنوان یک ادم
یونیک قبول دارم. یک آدمی که خودش هم خاص کار می کند مثل رضا اما حالا از
یک جهت دیگر و اگر چهارچوب های همکاری ، آن چهار چوب هایی باشد که جفتمان
بتوانیم قبول کنیم حتما، چرا که نه؟!
نظر شما در مورد تعداد تراک های آلبوم به چه نحوی است؟ به نظرتان اگر این تعداد کمتر بود، کارهای خوب بهتر شنیده نمی شدند؟
نظر
شخصی و کلی من نسبت به این سوال به این گونه است، وقتی یک آلبوم از چهارده
تراک تشکیل شده باشد. قطعا سه یا چهار تراک آن نسبت به کیفیت دیگر اثار آن
البوم، از کیفیت کمتری برخوردار است. به طور کلی هرچه کمیت بالا برود،
کیفت به سمت پایین تنزل پیدا خواهد کرد.
نظر شما در مورد کیفیت کنسرت هایی که در ایران برگزار می شوند به چه صورتی است؟ نبود سالن تخصصی کنسرت چقدر در این نظر موثر هست؟
ما
موزیسین های درجه ی یک زیاد داریم. حتی خیلی از این موزیسین ها می توانند
با موزیسین های مطرح خارجی رقابت کنند. ما بزرگترین مشکلمان در اجراهای
زنده اولا، نبود سالن تخصصی کنسرت هست. دوماً نبود تجهیزات لازم برای اجرای
یک کنسرت و سواماً نبود تخصص و تجهیزات و فناوری لازم برای صدا برداری
کنسرت و چهارماً دید تفننی و تفریحی ای است که نسبت به کنسرت ها هست.
متاسفانه در حال حاضر در دید اکثر مردم کنسرت در رده ی پارک رفتن و شام
خوردن قرار دارد! باید تفکر حرفه ای وجود داشته باشد و کنسرت را به عنوان
یک فرصتی که بتواننده موسیقی زنده گوش بدهند و روحشان را ارتقا دهند
بدانند. تا زمانی که این دید تفننی و تفریحی باقی بماند، هیچ کدام از عوامل
برگزار کننده هم این مبحث را تخصصی و جدی نمیگیرند. آن شخصی هم که قرار
هست سالن کنسرت بسازد نیز می گوید چه دلیلی دارد که من این کار را انجام
دهم؟ در همان سالن های همایش و سینما ها برنامه هایم را اجرا خواهم کرد!
خواننده هم فقط به عنوان یک منبع درآمد به این قضیه نگاه می کند. همین ها
یک زنجیری از دلایل را تشکیل خواهند داد که موجب می شوند کنسرت قضیه ی جدی
ای در کشور نباشد.
کار های جدیدی که در حال تولیدشون هستید و برنامه ی اینده ی کاریتون به چه صورتی هست؟
من در کانادا زندگی می کنم. در حال حاضر هم برای انجام کارهایم در ایران
هستم. در مارکت کانادا صحبت هایی را انجام داده ایم و قرار بر این هست که
بزودی کارهای زیادی را انجام بدهم که حتما خبرشان را در اختیارتان قرار
خواهم داد. اما در حال حاضر در مراحل پایانی تهیه دو آلبوم هستم. آلبوم زیر
صفر با صدای مهراد که در حال حاضر این آلبوم مراحل میکس و مستر خود را در
کاندا می گذراند. آلبوم دیگری هم هست که هنوز نامی برایش انتخاب نکرده ایم و
با صدای رامتین غروی در مراحل پایانی ساخت خود قرار دارد. هر دوی این
آلبوم ها سبک و فضایی کار های اخیر من را خواهند داشت. این دو البوم هم
انشالله در سال اینده منتشر خواهد شد.
گزارش خبر آنلاین از کنسرت رضا یزدانی
اول تصویر انیمیشن نوازندهها روی پرده نقش میبست و بعد با سازشان روی صحنه میآمدند تا چهارمین کنسرت بخش پاپ جشنواره موسیقی فجر را آغاز کنند.
نوبت که به تصویر رضا یزدانی رسید، صدای هواداران فضای سالن را پر کرد. او روی سن آمد تا پس از رضا صادقی، بهنام صفوی و شهرام شکوهی چهارمین خوانندهای باشد که در بیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر در سالن همایش های برج میلاد روی صحنه میرود.
این خواننده راک تبجر خاصی در استفاده از نوستالژی ها در ترانههایش دارد. این نوستالژی می تواند شهر تهران و خاطراتش باشد یا گراند هتل و یک پیکان قراضه. این کنسرت هم که با نیم ساعت تاخیر آغاز شد، پر از ترانههایی بود که خاطرات گذشته را برای خاطرهبازها زنده میکرد.
کنسرت که دیر شروع شده بود، بدون زمان استراحت(آنتراکت) تا پایان ادامه یافت تا رضا یزدانی و مخاطبانش شب خوبی را در برج میلاد پشت سر بگذارند.
جای خالی ترانه های جدید
رضا یزدانی که به تازگی آلبوم «ساعتا خوابن» را روانه بازار موسیقی کرده، ترانهای از این آلبوم را برای کنسرت جمعه شبش آماده نکرده بود. دلیلش را هم خودش در فاصله بین اجرای ترانهها گفت: «ما ترانههای این آلبوم را تمرین نکرده بودیم، اما در کنسرتی که روز های 11 و 22 اسفند در تهران داریم حتما ترانههای این آلبوم را هم اجرا میکنیم.»
با این حال اما او یک هدیه ویژه هم برای مخاطبان این کنسرت داشت؛ ترانه «ساعت صفر» که آن را برای سریال «یادآوری» خوانده بود.
شوخی رضا یزدانی با مدیر برنامههایش
اواسط برنامه بود که علی اوجبی مدیر برنامههای رضا یزدانی روی سن آمد تا درباره کانون هواداران این خواننده و نوازنده صحبت کند. او زمانی که میخواست از تعداد کارهای رضا یزدانی نام ببرد گفت که ما تا به حال 6 آلبوم روانه بازار کردهایم که یزدانی اشتباه او را تصحیح کرد و گفت:«ما هفت آلبوم داریم.»
بعد هم لطیفهای را تعریف کرد در مورد مردی که از او میپرسند چند تا بچه داری و او می گوید 5 تا، بعد از او می پرسند تو که 6 تا بچه داشتی و طرف هم جواب میدهد که یکی از این بچهها این پشت مشت ها قایم شده بود، ندیدم.
خوشحالم که در جشنواره فجر هستم
این خواننده در بخش دیگری از اجرایش خوشحالیاش را از حضور در جشنواره موسیقی فجر به زبان آورد.
اجرای ترانه «خلیج فارس» آخرین قطعه ای بود که یزدانی در این کنسرت اجرا کرد.
او طبق روال معمول کنسرتهایش، پیش از اجرای این ترانه از مخاطبانش خواست تا بایستند و او را در اجرای این آهنگ همراهی کنند.
مصاحبه رضا یزدانی با خبر آنلاین
از آلبوم جدیدتان شروع کنیم؛ در آلبوم «ساعتها خوابن» تا حد زیادی از موسیقی راک و سافتراک به طرف هاردراک رفتید...
در این چند سال خیلیها گفتند: رضا یزدانی راکر نیست و بلد نیست راک کار کند. من هیچوقت جواب کسی را ندادم و در این مورد صحبت نکردم و نگفتم که بلدم یا به قول معروف اینکارهام؛ همیشه جواب کسانی را که انتقاد درست یا نادرست داشتند، با کارم دادم و الان هم جوابم همین آلبوم است.
فکر کنم اگر از ابتدا موسیقی شما کاملا راک بود خیلیها آن را پس میزدند و حالا بعد از اینکه مخاطبان خودتان را پیدا کردید، در آلبوم «ساعتها خوابن» به سمت موسیقی تکنیکیتر حرکت کردهاید، مثلا لید گیتار نقش بیشتری دارد و در چند قطعه قدرت گیتار الکتریک بالاتر رفته و درام محکمتر و پرسرعتتر از آلبومهای قبلی نواخته شده... .
کاملا درست است. من 15سال است که زحمت میکشم تا بتوانم این موسیقی را ارایه دهم و یک جماعت 200،300هزارنفره که آلبوم را میخرند، با خودم همراه کنم.
البته این آلبوم بابمیل شماری از مخاطبانتان نیست... .
آنها کسانی هستند که مثلا در همین آلبوم قطعات «مهتاب در فانوس»، «بیمنطق» و آلبوم خاطرات مبهم را دوست دارند. سلیقههای متنوعی در موسیقی وجود دارد. شاید در هیچ هنری تا این اندازه سلیقههای متفاوت وجود نداشته باشد. چون هیچ هنری به گستردگی و فراگیری موسیقی نیست و تعداد آدمهایی هم که با موسیقی برخورد میکنند بیشتر از هنرهای دیگر است. به این خاطر ممکن است خیلیها یکسری از قطعات این آلبوم را دوست نداشته باشند. با این همه فکر میکنم در این آلبوم قطعات متنوعی وجود دارد که میتواند سلایق مختلف را راضی کند.
فکر میکنم به خاطر اینکه ساعتها خوابن تکنیکالتر است برخی مخاطبانتان این آلبوم را به اندازه آلبومهای قبل دوست ندارند... .
من وظیفه دارم وقتی مخاطب عام پیدا میکنم سلیقهاش را بالا ببرم. اینکه حالا که دارم آلبوم هفتمم را به بازار میدهم و آلبوم پنجم و ششم هم پرفروش بوده به این معناست که مخاطب عام پیدا کرده و موقعش رسیده کارم را تکنیکالتر کنم و سطح سلیقه مخاطب را بالاتر ببرم. این وظیفهای بود که از شروع این آلبوم احساس میکردم و تصمیم داشتم حالا که 200هزارنسخه میفروشم پس تکنیکالتر کار کنم.
بیشتر به طرف راک بروید... .
حالا نه به این شکل هم... .
چه اصراری دارید از اسم راک فرار کنید... .
در این سالها خیلیها از روی حسادت نسبت به موسیقی من گارد گرفتند و گفتند: تو کلاهبرداری! بارها کسانی که اسم و رسمی برای خودشان دارند و رودررویم از موسیقیام تعریف میکنند، پشتسرم از من بد گفتهاند اما من گفتم که بروید و کار کنید، چرا پشتسرم حرف میزنید و از من بد میگویید؟ اگر کار من بد است، شما کار خوب کنید تا ببینیم اصلا توانایی کار خوب، البته کار خوب مجوزدار را دارید.
چرا همیشه خودتان را بهعنوان خواننده پاپ معرفی میکنید؟
این مهم نیست. اصلا به اینچیزها اهمیت نمیدهم. بعضی اوقات در شبانهروز 15ساعت با عشق و علاقه کار میکنم. چهدر سینما چه برای ساخت ویدیو و ساخت موسیقی و تیتراژ سینمایی. الکی آدم به جایی نمیرسد و طرفدار پیدا نمیکند و الکی کارگردانهای بزرگ سراغ تو نمیآیند و الکی نمیتوانید سالنهای کنسرت را پر کنید.
البته هستند کسانی که الکی سالن کنسرت پر میکنند...
بله، هستند کسانی که با ترفندهای مختلف این کار را انجام میدهند، اما من در مورد موسیقی خوب صحبت میکنم نه در مورد موسیقی بازاری که همیشه طرفداران خودش را داشته. زمانی که جمعیت تهران 10میلیوننفر بود آغاسی یکمیلیون صفحه میفروخت. در مورد این سبک از موسیقی حرف نمیزنم در مورد موسیقیای حرف میزنم که سرش به تنش میارزد. به همه هم گفتم اگر در این جایگاه هستم و از یکسری فاکتورهایی که اشاره کردم بهرهمند شدم، برای کارکردن زیاد است. برای همین جشنواره فیلم امسال پوستم کنده شد، چون باید تیتراژ سه فیلم سینمایی را تحویل میدادم که هرسه فیلم را هم دوست داشتم کار کنم -حالا غیر از کارهایی که رد کردم- از آن طرف داشتم میکس و مستر و کارهای نهایی آلبوم را انجام میدادم و از طرفی کنسرتهای شهرستان و تهران را داشتم و سر دوتا از تیتراژها که باید میرساندم بهخاطر فشردگی کار در یک هفته 20ساعت خوابیدم. با کار باید حرف زد. اگر بخواهید کار خوب انجام دهید باید زحمت بکشید. نمیتوانید کنج خانه بنشینید و بگویید من راکرم ولی کسی بهمن کار نمیدهد و کج بودن زمین را بهانه کند!
به هر حال شما از معدود راکرهای مجوزدار بعد از انقلاب هستید...
همین جمله را بنویسید، ببینید چند نفر مخالفت میکنند و گارد میگیرند. البته من کار پاپ هم دارم ...
میدانم، الان میخواهید بگویید «کوچه ملی» و «لالهزار» از جمله آنها هستند ولی کارهای پاپ شما در اقلیت هستند. چرا جایگاهی را که در موسیقی راک دارید نفی میکنید؟
چون این جایگاه فقط برایم دردسر داشته و هیچ خوبی و مزیتی نداشته.
بحث اینجاست که خیلیها نمیتوانند مجوز برای موسیقی راک بگیرند...
بحث مجوز نیست. اصلا میتوانند کار خوب انجام دهند؟ البته یکسری از گروهها هم هستند که خوب کار میکنند منتها بدون خط قرمز. کسی تا به حال به این فکر نکرده که من یک واژه بدون مجوز در این سرزمین نخواندهام. 15سال است که کار میکنم و از آلبوم اولم 13سال میگذرد، البته الان فضا خیلی خوب است. میخواهم همینجا از وزارت ارشاد جانبداری کنم؛ یک زمانی آلبوم «پرنده بیپرنده» 18ماه در ارشاد ماند تا مجوز گرفت، اما الان 20روزه به من مجوز میدهند چون همه چیز تسریع شده و همه چیز رو به بهبود است.
تغییر دولت در تسریع مجوزها تاثیری داشته؟
هنوز با دولت جدید کار نکردهام و مجوز این آلبوم را هم دولت قبلی داد. فقط چند مجوز برای کنسرتهای شهرستان از دولت جدید گرفتم.
راحتتر بوده یا نه؟
قطعا اتفاقات خوبی افتاده. نمونهاش حضورم در جشنواره فیلم فجر بود که سهکار اجرا کردم و برای اولینبار این اجرا مستقیم روی آنتن رفت. بسیار اتفاق خجستهای بود چون تلویزیون ارکستر، سازها و اجرای من را بهصورت زنده نشان داد. من خودم باورم نمیشد چنین اتفاقی بیفتد. بهنظرم همهچیز روبهبهبود است و ما باید امیدوار باشیم و کار کنیم و خودمان اتفاقات خوب را رقم بزنیم. اگر همین روند به وسیله تلویزیون ادامه پیدا کند و تصویر و موسیقی خوانندههای داخلی از تلویزیون پخش شود، قطعا تا دو سال آینده خوانندههای لسآنجلسی باید دکانشان را تعطیل کنند.
با آلبوم جدیدتان سهگانه ساعتها تکمیل شد. ورای مضمون آلبومها، چرا در نام هر سه آلبوم ایستایی و خلأ زمان بارز است؟
به نظرم هیچچیز با ارزشتر از زمان نیست و وقتی از دست میرود، دیگر برنمیگردد. به همین خاطر این اسم را انتخاب کردم و در سه قطعه هم در این آلبوم به ساعتهای خوابیده اشاره میشود.
مثلا کیشلوفسکی فلسفه خاصی برای سهگانه رنگهایش دارد. غیر از ازدسترفتن زمان چه چیز دیگری مدنظرتان بوده؟
تا آنجایی که میتوانستم بهطورخلاصه در این مورد گفتم. خیلی اتفاقاتمهم در کنار زمان میافتد و میتوانید روند جوانی، میانسالی و پیری را طی مرور زمان در خاطره حفظ کنید و این به نظرم زمان فاصلهها، روابط اجتماعی و عاشقانه را تعیین میکند. بحث پیچیدهای است و در مقوله این مصاحبه نمیگنجد.
یک مقدار بیشتر توضیح دهید؟ چون این سهگانه تکمیل شده فرصت مناسبی است که بیشتر به روند این سه آلبوم بپردازیم... .
آلبوم «ساعتها خوابن» خیلی فضایش به آلبوم «ساعت25» و «ساعت فراموشی» نزدیک بود و قطعاتی هم از فضای «خاطرات مبهم» داشت. روندی که ما در این آلبوم طی کردیم از یک جهاتی با آلبومهای دیگر متفاوت بود و از جهاتی وجه مشترک زیادی با آنها داشت. از آلبوم پرنده بیپرنده تا الان در هر آلبومی ترانه فان، اجتماعی و نوستالژیک داشتم که ترانههای نوستالژیک نقطه بارز کارنامه کاریام است و من را به عنوان خواننده نوستالژیخوان میشناسند؛ مثل قطعات «لالهزار»، «کوچه ملی» و بعدتر ترانه «شمال»، «کارتن»، «پیکان» و در آلبوم قبلی «گرامافون» و «نوار». در این آلبوم هم ترانه «نوستالژی» و «تهرانگردی» و «مهتاب در طوفان» را داشتیم. این فرم طی این مدت از من جدا نشده و دوست هم ندارم جدا شود. عاشقانههایی هم که خواندم متفاوت بوده مثل «هذیون» که کاملا متفاوت و با واژگانی منحصربه فرد است.
بهنظرم انواع ترانههایی که کار کردید خیلی هم مجزا از هم نبودند، مثلا خیلی وقتها ترانههای اجتماعی در قالب عاشقانه بوده یا ترانههای عاشقانه در قالب نوستالژی بودهاند... .
بله، نزدیک هستند. واژگانی که در کنار هم قرار میگیرند، میتوانند معانی مختلفی را متبادر کنند، مثلا قطعه «تهرانگردی» نوستالژیک و عاشقانه است یا عشق پستمدرن عاشقانه و یک جاهایی هم اجتماعی میشود...
در ترانه «کسی جهانآرا نمیشه» در قطعهای گفته میشود: «هوا آنقدر آلودهست که نیازی به شیمیاییشدن نیست» که غیر از اینکه نقبی به هوای آلوده تهران دارد، روایت حال و هوای نسل ما هم هست و تنظیم این قطعه هم در جهت مفهوم ترانه بود... .
ترانه جهانآرا را سروش دادخواه گفت که از بستگان من و فرزند شهید است، پدرش شیمیایی بودند و بعد از جنگ جلو چشم همه فامیل پرپر شدند. سه پسر دارند که این ترانه را پسر بزرگشان گفته و کاملا این فضا را با پوست و استخوانش لمس کرده است...
جای دیگری هم در این ترانه گفته میشود: توی تاریخ مینویسند این نسل مفقودالاثر شده... .
این شاهبیت این ترانه است... .
با توجه به تغییر دولت مجوز این ترانه صادر شد؟
نه، داستان اینجاست که در آلبومهای قبلی هم که در دولتهای قبلی بود «مش رمضون» یا «طهران- تهران» را خواندم.
این خیلی صریحتر بوده... .
بله، ولی من به این بعد نه فکر کردم و نه فکر میکنم و اصلا دوست ندارم در موردش صحبت کنم، چون اصلا سیاسی نیستم و هیچوقت هم نبودم. اگر در مورد شهیدجهانآرا و این نسل خواندم برای این بوده که بگویم برای خیلی از آدمهای این نسل معیارها و فضاهای آن زمان دیگر مهم نیست و ارزشهای آن نسل رو به انحطاط است و باید در موردش فکر کرد...
تهران همیشه یکی از دغدغههای شما بوده. به نظرم در آلبوم آخر تهران از همیشه سیاهتر است و وضعیتش اسفناکتر از قبل است مثل ترانه قوی سیاه... .
بله، قوی سیاه درباره فرار از زندگی شهری، آلودگی، دروغ و انحطاط حرف میزند. به نوعی میتوانم بگویم من خواننده تهران شدم. در تمام آلبومهایم تهران حضور دارد. میگویند آقای سپانلو شاعر تهران است. یکجورایی من هم خواننده تهران شدم چون فضاهای شهری در کارهایم پررنگ است. البته کارهای سفارشی هم زیاد خواندم مثل «بگو تهران» یا فیلم« تهران- طهران» و ترانه« مترو ».
البته از چارچوبهای خودتان خارج نشدید. یعنی سفارشیبودن کار توی چشم نزده...
نه، اگر کار سفارشی بخواهد مرا از سبکم دور کند، اصلا کار نمیکنم.
بهنظرم موسیقی شما به راک دهه70 نزدیک است مثل دایراستریت و ایگلز و المانهای موسیقی پروگرسیو راک و آلترناتیو کمتر در موسیقی شما دیده میشود. آیا به این خاطر از المانهای روشنفکری و نوستالژیک دهه50 ایران که تقریبا همزمان با دهه70 میلادی است، استفاده میکنید؟
موسیقی من سابقه شنیداریام است. علاقهام به گروه پینگفلوید و امثال آن است. ولی مثلا «قوی سیاه» یا «دیوانه» را نمیتوانید در آن موسیقی بگنجانید، چون خارج از آن قالب هستند.
موسیقی را شاید نتوانیم ولی نوع خواندنتان تقریبا یکسان است... .
ببینید، وقتی شما کلام فارسی میخوانید و سعی دارید کلام را بهزعم خودتان قابلهضم و فهم برای شنونده ایرانی کنید، یعنی آن را ایرانیزه کنید، این اتفاق ناخودآگاه میافتد. چون من از گامهای مینور استفاده میکنم. فقط قطعه «یخبندون قطبی چشمات» ماژور است.
در چند سال اخیر شما از لالهزار و کوچه ملی و کافه نادری به سمت بالاتر حرکت کردید و به سینما فرهنگ و تجریش و دربند رسیدید... .
من در مورد فضاهای پایین خوانده بودم مثل همانهایی که گفتید. دیگر نمیدانم درباره کجا باید بخوانم. وقتی به ترانهسرا سفارش میدهید ترانهای نوستالژیک برای گوشهای از این شهر بگوید جایی را پیدا نمیکند. برای نسل ما کمتر مکانهایی نوستالژیک وجود دارد که خاطرهساز بوده باشند...
درگذشته کافه نادری بهخاطر کسانی که پاتوقشان آنجا بود به مکانی برای معاشرت روشنفکران تبدیل شده بود و اینروزها یکسری هستند که پاتوقشان کافههای مرکز و شمالشهر است. البته جماعتی که شاید خیلی درست نباشد نام روشنفکر روی آنها گذاشت...نه، روشنفکر نداریم، ما کافهنشین داریم.
بله و این کافه به یکی از المانهای موسیقی شما تبدیل شده خودتان کافهنشین هستید؟
نه نیستم. لازم نیست کافهنشین باشید تا درباره کافه صحبت کنید. الان در این سرزمین اگر مردم فرهنگی و غیرفرهنگی بخواهند جایی با دوست، همسر یا معشوقشان صحبت کنند اولین جایی که به ذهنشان میرسد، کافه است. کافه مکانی برای گفتوگو معاشقه و ردوبدلکردن عقاید و شنیدن موسیقی است. الان در کافهها فیلمنامه و داستان میخوانند. جای دیگری نیست تا جوانها وقتشان را بگذرانند. بنابراین میتواند جای مهمی باشد. برای همین من کافه رویا و کافه بهشت و کافه نادری را خواندم.
آهنگهای شادتر شما طرفداران خودش را دارد، قطعاتی شبیه Money for nothing مارک نافلر. در آلبوم جدید قطعه «نقش اول» بهنظرم نتوانسته جایگزین این شکل از موسیقی شما شود و موفقیت قطعات مشابه قبلی را داشته باشد... .
نه، نتوانسته بود. ولی فکر میکنم ترانه «عشق پستمدرن» جایگزین بهتری باشد با قطعه آذری که وسط این آهنگ زده شد.
در گروه پینگفلوید مثلا جیغ خواننده به لید گیتار متصل میشود. در قطعه «بیمنطق» شما تکنوازی کلارینت را به لید گیتار وصل کردید. کمی درباره این قسمت توضیح میدهید؟
ابتدا فقط گیتار در تنظیم در نظر گرفته شده بود و بعد ایمان جعفری آمد تا برای قطعه «قبولم نمیکند» کلارینت بزند، آرش زمانیان هم گفت: که در «بیمنطق» هم تستی روی کلارینت داشته باشیم و وقتی ایمان زد، دیدیم خیلی تلفیق خوبی شد که تا به حال اتفاق نیفتاده بود.
بهنظرم لید گیتار تحتتاثیر کلارینت نواخته شده بود...
اتفاقا برعکس بود، چون ما اول لید گیتار را ضبط کرده بودیم و بعد کلارینت در راستای لید گیتار زده شد. جفتش سلوی مینور هارمونیک است.
چرا از تنظیمکنندههای متفاوت استفاده میکنید؟
برای اینکه موسیقی تکراری نشود.
فقط برای تکرارینشدن است یا سبکهای مختلفی هم که کار میکنید مثلا نوستالژیک و اجتماعی و... تاثیری در انتخاب تنظیمکننده دارد؟
مثلا محمد خرمینژاد خیلی فضاهای ارکسترال را بهتر تنظیم میکند. ترانههایی مثل «نوستالژی» یا «قبولمنمیکند» را به محمد میدهم. ولی وقتی میخواهم کار راکتر باشد به میلاد عدل فکر میکنم.
در لید گیتار برنامهریزی نوازندگی به چه شکل است؟
کارهای تکنیکیتر سرعتی را مازیار احمدپور میزند و ردیفها و ملودیهای کششی و آذری و طنازیهای این شکلی را میلاد عدل میزند.
چطور به فکر تلفیق موسیقی آذری افتادید؟
میلاد عدل بچه تبریز است و دوست دارد در ملودیها آذری بنوازد و من هم این جنس ملودی را دوست دارم و اگر در موسیقی بنشیند، استقبال میکنم.
آهنگسازی برای شما چگونه اتفاق میافتد؟
ترانه را میگیرم و برایش ملودی میسازم.
چرا از آهنگسازان دیگر کمتر استفاده میکنید؟
در این آلبوم دو قطعه را بهروز پایگان و میلاد عدل ساختهاند یا خاطرات مبهم را آقای همایونفر ساختند. با فردین خلعتبری و ستار اورکی کار کردم... .
قبول دارید که یکسری از مخاطبان خاصتر شما بهخاطر اشعار یغما گلرویی و اندیشه فولادوند بودهاند... .
قطعا ترانه تاثیر زیادی دارد. امسال هم متروپل و خطویژه را هم با آقای گلرویی کار کردم.
شما برای بیان حرفهایتان از سبکهای مختلف راک استفاده میکنید؟ این به خاطر علاقه شخصی شماست یا اینکه چون راک در ایران خیلی پرداخته نشده دوست دارید ژانرهای مختلف آن را پوشش دهید؟
هر دو مساله وجود دارد. من دوست دارم سبکهای مختلف راک را کار کنم چون دوست دارم مخاطبان بیشتری با این موسیقی درگیر شوند...
اگر موسیقی راک در ایران گستردهتر شود، ممکن است به یک ژانر از موسیقی راک بیشتر گرایش پیدا کنید؟
همیشه در زمانی که هستم، هستم. ممکن است زمانی بخواهم آلبومی کار کنم که همه آن فلامنکو باشد، مثلا دوست دارم جیبسیوار بخوانم و نمیدانم سال دیگر چه حس و حالی دارم... .
بیشتر به حس و حالتان بستگی دارد؟
دقیقا اگر غیر از این باشد اشتباه است و چون از دل نمیآید به دل نمینشیند.
معمولا موسیقیهای اعتراضی با گروه شناخته شدند چرا شما با یک گروه ثابت کار نمیکنید... .
چرا، گروه ما ثابت است.
درامر و گیتاریست گروه تغییر کرده... .
آن دلایل خودش را داشته و در تمام دنیا این اتفاقات میافتد.
تکنیکالترشدن موسیقی شما تاثیری روی تغییر اعضا داشته است؟
قطعا اینطور است. مازیار احمدپور به جای گیتاریست قبلی آمده و گیتار بسیار تکنیکی و خوشصداتر شده. وقتی آدم میتواند یک نوازنده خوب را جایگزین یک نوازنده متوسط کند باید این کار را انجام دهد.
موسیقی پاپ بخش جنبی جشنواره است و شما هم در همین بخش شرکت داشتید. بهنظرتان شرکت در بخش جنبی چه مزیتها و آسیبهایی برای موسیقی دارد؟
خوشحالم که در جشنواره موسیقی شرکت میکنم و این اتفاق را دوست دارم. بهنظرم خیلی مهم نیست که ما در بخش رقابتی باشیم یا جنبی، مهم این است که فستیوال برگزار شود و ما فستیوالهای متعدد داشته باشیم. البته اگر مثل جشنواره فیلم در رقابت باشیم و حالا سیمرغ یا چیز دیگری برای موسیقی در نظر بگیرند قطعا حساسیت بیشتری به اجرایمان خواهیم داشت، مثلا اجرای جشنواره موسیقی برای من مثل اجراهای دیگرم است، مثل اجرایی که هفته پیش در بندرعباس و شیراز و رشت داشتم. ولی اگر بنا بود در بخش رقابتی شرکت کنم خیلی به آن اهمیت میدادم و خیلی از کارهایی که نمیکنم را میکردم.
مثلا چه کاری؟
مثلا سه یا چهار نوازنده دیگر اضافه میکردم و بیشتر هزینه میکردم و تصویرهایی که در کنسرت پخش میشود را به تصویرسازان حرفهایتر محول میکردم و دکورهای بهتری میساختم، چون فستیوال دیگری نداریم.
در مورد جشنواره موسیقی فجر حرفی باقی مانده...
خیلی دوست داشتم مثل مراسم اسکار به تیتراژ هم سیمرغ تعلق میگرفت، مثلا در جشن دنیای تصویر«تندیس حافظ» میدهند. ولی به نظرم این بخش در جشنواره فیلم فجر جایش خالی است و اگر چنین بخشی وجود داشت، مطمئنم تیتراژ «خط ویژه» امسال حتما سیمرغ میگرفت.

گزارش کنسرت رضا یزدانی در جشنواره موسیقی فجر
چهارمین برنامه پاپ بخش جنبی بیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر توسط «رضا یزدانی» روی صحنه رفت.
این نخستین حضور یزدانی پس از انتشار هفتمین آلبوم خود بود زیرا وی چندی پیش آلبوم «ساعتا خوابن» را منتشر کرد.
او سال گذشته نیز در این جشنواره حضور داشت اما امسال با قطعات جدید و نوستالژیک تر روی صحنه رفت. گزارش سایت «موسیقی ما» از این کنسرت را در ادامه می خوانید:
در ساعت 22 کلیپی انیمیشنی از قطعه «مرگ تدریجی یک رویا» پخش شد. بلافاصله یک انیمیشن دیگر بر روی LEDهای سالن نقش بست که برای معرفی نوازنده ها بود. در این کلیپ خوش ساخت چهره کارتونی نوازنده ها دیده می شد که ساز خود را می نواختند و در همان هنگام وارد استیج می شدند. برنامه با قطعه پرانرژی «عشق پست مدرن» از آلبوم ساعتا خوابن آغاز شد و جنب و جوش عجیب یزدانی در این قطعه تماشاگران را به وجد می آورد.
او پس از این قطعه و ضمن خوش آمدگویی به حضار گفت: «در تور کنسرت های شهرستان و جشنواره فیلم فجر بودیم و به همین جهت فقط 6 قطعه از آلبوم جدید را آماده کردیم. قول می دهم که در کنسرت های آینده قطعات بیشتری از این آلبوم را اجرا کنیم».
«کجا گمت کردم» از آلبوم «خاطرات مبهم» به عنوان قطعه دوم انتخاب شده بود. در ابتدای این قطعه «میلاد عدل» به تکنوازی هارمونیکا پرداخت که با استقبال خوب حاضرین همراه شد.
در نیمه های این قطعه «ایمان جعفری پویان» با ساکسفون وارد شد و همزمان با نواختن ساز ، کنار تمامی نوازنده ها حاضر می شد. پس از قطعه «به دادم برس» از آلبوم «خاص» نوبت به قطعه «مهتاب تو فانوس» رسید.
در هنگام اجرای این قطعه کلیپ و تصاویر جالبی پخش می شد که با توجه به مضمون ترانه ، از ساحل و فانوس تا جاده چالوس و کافه و مترو در آن دیده می شد!
یکی از شاخصههای کنسرتهای رضا یزدانی جلوههای تصویری آن است. زیرا او برای هر برنامه ویدئوها و تصاویر جدیدی را آماده میکند. قطعه بعدی «نقش اول» بود که با پخش تصاویر آپارات و فیلم و نوار و... و نواخته شدن ملودی های فیلم های مشهور توسط ایمان جعفری پویان سینمایی تر شد.
سپس رضا یزدانی گیتار الکتریک سفید خود را برداشت و به استقبال یکی از محبوب ترین قطعات خود رفت. در طول قطعه «طهران – تهران» او بیت معروف «اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه...بی خیال بدبیاری زنده باد این عاشقانه» را نمی خواند و به جلوی استیج می آمد و با اکت های خوبش فقط ساز می زد.
در ادامه نیز قطعاتی چون «آدم یه جاهایی رو مجبوره» ، «بلاتکلیف» و «نوستالژی» و... را توسط یزدانی و گروه اجرا شد. «نوستالژی» دیگر قطعه پرطرفدار یزدانی بود که خیلی ها را یاد گذشته ها انداخت و قطرات اشک را در گوشه چشمان بعضی ها می شد دید.
* حاشیه ها:
*میلاد عدل (گیتار الکتریک) ، محمد خرمی نژاد (درامز) ، آرش زمانیان (گیتار بیس) ، مازیار احمدپور (گیتار الکتریک) ، شهروز برزوده (کیبورد و پیانو) و ایمان جعفری پویان (ساکسفون) به عنوان نوازندگان ارکستر در کنار رضا یزدانی حضور داشتند.
*«بهروز پایگان» و «هانیه ترکمان» مهمانان این برنامه بودند.
*در زمان کوتاه تنفس بین برنامه «علی اوجی» مدیر برنامه یزدانی روی استیج آمد و در سخنانی از دست اندرکاران کنسرت و جشنواره تشکر کرد. همچنین او خبر برگزاری کنسرت این خواننده در 11 و 22 اسفندماه را داد.
رضا یزدانی در کنسرت-تئاتر روز های آخر اسفند
«بهروز صفاریان» با همراهی یک ارکستر کاملاً حرفه ای در حال تمرین برای اجرای کنسرت-تئاتری به نام «در روزهای آخر اسفند...» است.
اجرایی که قرار است از 5 اسفند در تالار وحدت روی صحنه برود و با توجه به محتوای برنامه، پیش بینی می شود استقبال قابل توجهی را به دنبال داشته باشد.
ماجرا قرار است یک اجرای توأم با موسیقی باشد که به هر حال سناریوی جالبی هم در بخش نمایشی دارد. می خواهیم به تراژدی اتفاق افتاده برای گروه «یلو داگز» و داستان آن بپردازیم و از یک زاویه جدید محتوای آن را نمایش دهیم. موسیقی نوستالژیک دهه های مختلف جهان، محوریت بخش موسیقی این برنامه را تشکیل می دهند. رضا یزدانی هم در اواخر اجرا روی صحنه می آید و با یک ایده جذاب به اجرای برنامه می پردازد.»
«اشکان خطیبی» و «غزل شاکری» خواننده-بازیگر این کنسرت-تئاتر هستند و «رضا یزدانی» نیز در این برنامه به شکلی ویژه حضور خواهد داشت.
خرید اینترنتی:
تیتراژ متروپل با صدای رضا یزدانی
آهنگ تیتراژ فیلم سینمایی " مترو پل " ساخته "مسعود کیمیایی" با صدای "رضا یزدانی ", تنظیم "میلاد عدل" و ترانه ی "یغما گلرویی" تقدیم به شما عزیزان
خواننده و آهنگساز : رضا یزدانی
تنظیم : میلاد عدل
ترانه سرا : یغما گلرویی
میکس و مستر : استودیوی آوای ترانه کوک / محمد خرمی نژاد
دانلود تیتراژ متروپل با صدای رضا یزدانی:

متن آهنگ:
دنیای من یه چار دیواری...لحظه هام بوی تاج گل میدن
دوتا دستِ بریده از ساعد...منو سمتِ یه دره هل میدن
زندگیمو سکندری رفتم...این خیابون چقدر تاریکه
رد خون مثل سایه باهامه...رو تنم زخم تیغ گزلیکه
قلبمو توی الکل انداختم...عشقم لهجه ی قفس داره
طرح یه دستِ سرخ رو پردهست...هنوز این سینما نفس داره
من تو این سینمای خاک شده...فیلم های پر از جنون دیدم
من رفیقای جون جونیمو...سرد و بی جون شده تو خون دیدم
رو لب تیغ عاشقت بودم...رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما...کاش میشد دوباره برگردیم
رو لب تیغ عاشقت بودم...رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما...کاش میشد دوباره برگردیم
روی آسفالت لاله زار انگار...یه نفر داره چونه میندازه
کی میدونه تو پایتخت امشب...تیغه ی چندتا ضامنی بازه
من هنوزم قدیمی ام مثل...قهرمانای توی اون فیلما
تو که رنگت عوض شده دِ بگو...پس چرا ضجه می زنه دنیا
ما کجای قرق زمین خوردیم...که هنوز روی زانو راه می ریم
خواب هامونو رگ زدن اما...اونقدر زنده ایم که می میریم
کوچه از هر دو سمت بن بسته...لکنتو خط بزن از این فریاد
بعد از این دیگه شیر و خط یکیه...بعد از این دیگه هر چه بادا باد
رو لب تیغ عاشقت بودم...رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما...کاش میشد دوباره برگردیم
رو لب تیغ عاشقت بودم...رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما...کاش میشد دوباره برگردیم
یخ بندونای قطبی چشمات-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:بهروز پایگان
ترانه سرا:هومن حسن پور
یخبندونای قطبی چشمات، حرارت دستامو کم کرده
چشمای من ماسیده رو عکسات،از بس نخوابیده ورم کرده
هوا چهل درجه تب داره، اخبار میگفت آسمون صافه
اما من امشب ابر میسازم، از دود سیگار عطر نسکافه
خونه دلتنگه، صندلی خستست، کوچه لج کرده بی تو بن بسته
رادیو دق کرد،قبضِ رو تاقچه صداتو روی تلفن بسته
قرصا کم میشن، ساعتا خوابن، خودنویس از تو گریه میسازه
خندتو بردی، آینه تب کرده، راهو برگردون، در هنوز بازه
امشب دلم بدجورآشوبه، دستای تو صد سال ازم دورن
توی دلم یه پادگان سرباز، انگار رختاشونو میشورن
من میزنم بیرون از این خونه، وقتی چراغا همه خاموشه
وقتی نباشی دیگه هیچ عشقی پیراهن تورو نمی پوشه
خونه دلتنگه، صندلی خستست، کوچه لج کرده بی تو بن بسته
رادیو دق کرد،قبضِ رو تاقچه صداتو روی تلفن بسته
قرصا کم میشن، ساعتا خوابن، خودنویس از تو گریه میسازه
خندتو بردی، آینه تب کرده، راهو برگردون، در هنوز بازه
عکس های رضا یزدانی در جشن تولد مجید مظفری
عکس های رضا یزدانی در جشن تولد مجید مظفری

(بقیه عکس ها در ادامه مطلب)
هنوز دلم واسه تو تنگ میشه-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:بهروز پایگان
ترانه سرا:سروش دادخواه
هنوز دلم واسه تو تنگ میشه، هنوز بی تو درگیر عذابم
ببین ساعت خوابیده اما من از دوریت نمیتونم بخوابم
توی رویام تورو میبینم اینجا، که شاید ترس تنهاییم بریزه
خودت نیستی ولی هم صحبت من هنوزم قاب عکس روی میزه
من شک ندارم نمیای ، دوریت میشه عادتم
از بس خیالم راحته، از همه چی ناراحتم
خوابت رو میبینم مدام، این کار هر شبه منه
بگو شبا تو خواب تو کی داره پرسه میزنه
تماشایی ترین تصویر دنیا، برای دیدنت راهی ندارم
نمیدونم قرارمون چی بوده، من از وقتی تو رفتی بی قرارم
هنوزم غصه ی نبودن تو ، توی این قلب تنها جا نمیشه
یه چیزی گم شده تو روزگارم، که بعد از تو دیگه پیدا نمیشه
من شک ندارم نمیای ، دوریت میشه عادتم
از بس خیالم راحته، از همه چی ناراحتم
خوابت رو میبینم مدام، این کار هر شبه منه
بگو شبا تو خواب تو کی داره پرسه میزنه
مراکز فروش بلیت کنسرت اهواز
کنسرت رضا یزدانی , اهــــــــــواز , 1 و 2 اسفند ماه 1392 , محل اجرا : سینما هلال اهواز
___________________________________________
خرید اینترنتی : www.1319.ir
شماره های تماس جهت رزرو بلیط و اطلاعات بیشتر
3731319
09366121319
09166121319
3337627
3337629

عکس های رضا یزدانی
عکس ها از : شهرزاد داور
گرم گرمم از اتفاق تو با وجودیکه روز سردیه...

(بقیه عکس ها در ادامه مطلب)
عشق پست مدرن-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:میلاد عدل
ترانه سرا:احسان گودرزی
وقتی هستی خوبِ خوبم، بی تو غصه منهدم نیست
با تو دغدغه ندارم، دیگه هیچ چیزی مهم نیست
نه مهم نیست، سیل و آتیش، سونامی ، زلزله، بهمن
وسط این همه وحشت بیا هم قدم شو با من
خبرای بدو کر کن، با ترانه ای رمانتیک
جیک غصه در نمیاد زیر بارون کلاسیک
با تو ذوب میشه جهنم، با تو ارزونه تورم
از تو آب میخوره دریا، با تو نون میپزه گندم
تو یه عشق پست مدرنی، حسی با ورژن تازه
تو یه تعریف جدیدی از یه مفهوم قراضه
میشه با تو به سفر رفت تو یه ویلای فرضی
جاده چالوسُ قورت داد با یه کارت سوخت قرضی
وقتی هستی خوبِ خوبم، بی تو غصه منهدم نیست
با تو دغدغه ندارم، دیگه هیچ چیزی مهم نیست
نه مهم نیست، سیل و آتیش، سونامی ، زلزله، بهمن
وسط این همه وحشت بیا هم قدم شو با من
دیگه اکسیژن نمیخوام، تویی کربنِ نفس سوز
تو تنفسِ جدیدی، من دوزیست میشم از امروز
یه هواپیما توی برج ، نئونازی با تپانچه
نرو تو جنگ جهانی، اصلا این حرفا به ما چه
کشف آب تو کره ماه، صد تا اختراع بی خود
یا یه کهکشهان تازه، که تو آسمون رصد شد
هیچ کدوم برام مهم نیست، وقتی اتفاق تو هست
وقتی میشه با تو خوش بود، وقتی میشه دل به تو بست
برو تو مدار خورشید، تو که میتونی بتابی
شب و روزمو یکی کن با یه آسمون آبی
واسه دردای تو قلبم حکم تخلیه گرفتم
انقده غصه نخوردم سو تغذیه گرفتم
وقتی هستی خوبِ خوبم، بی تو غصه منهدم نیست
با تو دغدغه ندارم، دیگه هیچ چیزی مهم نیست
نه مهم نیست، سیل و آتیش، سونامی ، زلزله، بهمن
وسط این همه وحشت بیا هم قدم شو با من
وقتی هستی خوبِ خوبم
وقتی هستی خوبِ خوبم
وقتی هستی خوبِ خوبم
وقتی هستی خوبِ خوبم
تحلیل ترانه کسی از ما جهان آرا نمیشه
رضا یزدانی خواننده پاپ و راک هم طرفداران سرسختی دارد و هم کسانی هستند که اصلا با
صدای او ارتباط برقرار نمیکنند و او را دوست ندارند. شاید به همین دلیل است که
یزدانی را به نام «آقای خاص» میشناسند.
آقای خاصی که صدای خاصی دارد که
شبیه صدای هیچکس نیست هر چند مسعود کیمیایی در سال 82 وقتی خوانندگی فیلم «حکم» را
به او سپرد گویا تصمیم داشت از رضا یزدانی، «فرهاد مهراد» دیگری بسازد!
فرهاد آوازهای فیلم «رضا موتوری» را در سال 49 خواند و با همین فیلم و
ترانههایش بود که جوانان به سوی آلبومهای او هجوم بردند و البته صدای فرهاد باعث
فروش بالای فیلم رضا موتوری هم شد.فرهاد در فیلم «خداحافظ رفیق » ساخته امیر نادری
هم آواز خواند و بازهم باعث شهرت و فروش این فیلم شد و مردم هم بیشتر فرهاد را
شناختند و علاقمند به این صدای معترض و عصیانگر شدند.
اما قضیه رضا یزدانی
با فرهاد فرق میکند.کیمیایی زمانی سراغ این صدای خاص رفت که جوانها و مردم با
صداهای خاص ایرانی و خارجی زیادی روبه رو بودند و میتوانستند از بین آنها
بهترینها را انتخاب کنند.برای همین فیلمهای کیمیایی( حکم، رئیس و محاکمه در
خیابان) نتوانست آلبومهای رضا یزدانی را با فروش استثتایی رو به رو کند.یزدانی را
عدهای دوست دارند و عدهای دیگر اصلا تمایل ندارند، صدایش را گوش کنند.
اما
همین صدا در تیتراژ پایانی سریال «مرگ تدریجی یک رویا» ساخته فریدون جیرانی خوب
نشست و مردم را وادار کرد که ترانه تیتراژ این سریال را گوش کنند.
حالا آقای
خاص آلبومی جدید منتشر کرده به نام «ساعتا خوابن» که در آن میتوان چند ترانه
متفاوت پیدا کرد."کسی از ما جهان آرا نمیشه" یکی از این ترانه هاست. این ترانه را میتوان یکی
از عصیانگرترین ترانههایی نامید که در چند سال اخیر توسط یک خواننده راک ایرانی
اجرا شده است.
«کسی از ما جهان آرا نمیشه» را میتوان اوج پختگی رضا یزدانی
تا کنون دانست.او این ترانه را کاملا حرفهای اجرا کرده است.صدای یزدانی در این کار
کاملا روی ترانه نشسته است و با محتوای آن هماهنگی دارد.
ترانه «کسی از ما
جهان آرا نمیشه» هم برای نسل امروز جذاب است و هم برای نسلی که با جهان آرا و
روزهای جنگ آشنا هستند و مرام مردان جنگ را میشناسند.
یزدانی در سن چهل
سالگی به سراغ قهرمانی رفته که نسل امروز فقط نام او را میشنوند و در تلویزیون و
سینما آنقدر همت نبوده که فیلم یا سریالی درباره این قهرمان جنوبی ساخته شود تا
مردم و جوانان حداقل چهرهای دراماتیک از او در ذهن داشته باشند.
کویتیپور
در زمان جنگ، نوحهخوانی بود که با نوحه «ممد نبودی، ببینی خرمشهر آزاد شد» و
بازخوانی آن در سالهای بعد از جنگ این قهرمان جنگ را در ذهن مردم زنده نگه داشت
.
حالا یزدانی از زاویه دیگر به جهانآرا نگاه کرده است و این مرد بزرگ را
بر سر زبان جوانانی انداخته که عصیانگر هستند و درباره جنگ و قهرمانان آن هزاران
سوال بی جواب دارند، درست مثل قهرمان دختر فیلم « به نام پدر» ساخته ابراهیم حاتمی
کیا.
رضا یزدانی با همه وجود در این ترانه فریاد میزند: «کسی از ما جهان
آرا نمیشه.....یک روزی توی تاریخ مینویسن...یک جایی این نسل مفقود الاثر
شد»
یزدانی در این ترانه که با صدای رگبار، پرواز هلیکوپتر، انفجار و رژه
شروع میشود، جهان آرا را مقابل جوانان امروزی و خواستههایشان میگذارد و از این
که در این نسل بتوان جهان آرا پیدا کرد ابراز ناامیدی میکند اما دلایل این ناامیدی
را هم میگوید.
(ممنون از آقای محمد مستوفی)
پوستر جديد آلبوم ساعتا خوابن
این متن و این عکس رو علی اوجی امروز در صفحه شخصی اش قرار داد:
پوستر جديد آلبوم ساعتا خوابن...اين اثر با تلاش دوستان خوبم از ترانه سرا ،نوازنده و تنظيم كننده تا ميكس و مستر و طراحى و پخش و ١٠٠ البته خواننده به دست شما عزيزانم رسيده كه به همگى خسته نباشيد ميگم و اميدوارم آلبوم رو دوست داشته باشيد.

کنسرت رضا یزدانی
کنسرت رضا یزدانی , تــــــــــهران ,11 اسفند ماه 1392 , نمایشگاه بین المللی تهران - سالن میلاد
**با اجرای آلبوم ساعتا خوابن**
دو سانس 18:30 و 22:00
برای تهیه بلیت و اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید
__________________________
www.iranconcert.com خرید اینترنتی
آوای فروهر : 02122515180 - 02122888687
ققنوس : 02122728007
پرشیا : 02183880
پاز : 02122587846
نگین : 02188084276
کافه کهن : 02188592771
_____________________

کنسرت رضا یزدانی در اهواز
كنسرت رضا یزدانی در اهـــــواز ...١و٢ اسفند ... فروش بليت از ٢٣ بهمن
فروش بلیت از این سایت (به زودی)

هذیون-رضا یزدانی
تنظیم:میلاد عدل
ترانه سرا:علیرضا باران
یه جور توی رویا قدم میزنی که طعمش رو تو لحضه هام میچشم
همین که یه کابوس ازم کم بشی، از این ماجرا، پامو پس میکشم
چقد گرده دنیای دورو برم، زمانی که تو چشم تو خیره شم
دوتا تیله آبی تو چشماته، باهاش آسمونو نفس میکشم
یه جور گرده دنیای من این شبا، که هرجایی میرم تویی رو به روم
تو تعبیر رویای دور منی، بزار با تو تعریف شه آرزوم
هزار تا ترانه ، هزار تا سکوت واسه گفتن حس من کافی نیست
سر این قراره خیالی اگه، یه جا تا ابد وایسم الافی نیست
هزار تا ترانه ، هزار تا سکوت واسه گفتن حس من کافی نیست
سر این قراره خیالی اگه، یه جا تا ابد وایسم الافی نیست
تلافی کن احساسمو، خوب باش، بذار دنیا هرجور میخواد تا کنه
بذار دنیا بی عاطفه بودنو رو فرق سرش حلوا حلوا کنه
جاهایی که با دل غلط میکنم، غلط کردنم کیف و حالی میده
که مثل شنا بر خلاف جهت، خبر از تب احتمالی میده
بذار تب کنم، آرزوی تورو که هذیونی بهتر بلد نیستم
تلافی کن احساسمو خوب باش، که من بی جنون مستند نیستم
هزار تا ترانه ، هزار تا سکوت واسه گفتن حس من کافی نیست
سر این قراره خیالی اگه، یه جا تا ابد وایسم الافی نیست
هزار تا ترانه ، هزار تا سکوت واسه گفتن حس من کافی نیست
سر این قراره خیالی اگه، یه جا تا ابد وایسم الافی نیست
مهتاب تو فانوس-رضا یزدانی
خواننده و آهنگساز:رضا یزدانی
تنظیم:رضا یزدانی
ترانه سرا:هانیه ترکمان
مهتاب تو فانوس ، چالوس تا دریا
پوشیدن موجا تو بطن یک رویا
هم باور و هم پا از کافه تا مترو
سرگیجه تو رویا با عطر اسپرسو
از سینما فرهنگ با برف تا دربند
دستا گره خورده لبخند در لبخند
شب با صدای تو ، شمع و تو و گیتار
شب های بی خوابی تاریخ بی تکرار
رقص جنون آمیز زیر تن بارون
چشم و دل و بستن رو منطق و رو قانون
لبریز شعر نو از دفتر سهراب
هم پرسه با فرهاد توی شب مهتاب
گس کردن پاییز ، بو کردن بَرگا
یک استکان چایی، تو دل دل سرما
تعطیلی اخبار ، دنیا همین خونست
قهر تو آتیشه ، لبخندت آتش بس
رویا همین شعره در انعکاس تو
هر لحظه ی با تو یک اتفاق نو
دنیا همین لحظست امروزو باور کن
بی واژه میخونم حرفامو از بَر کن
فردای واهی رو ، به آدما بسپار
به آدمای تو روزنامه و اخبار
کنسرت رضا یزدانی در اهواز

**کنسرت رضا یزدانی در اهواز**
1 و 2 اسفند
فروش بلیت از 23 بهمن
مراکز فروش بلیت به زودی اعلام خواهد شد.

اولین و تنها وبلاگ طرفداران رضا یزدانی